به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ او از تفاوت های جنگ رمضان نسبت به جنگ 12 روزه میگوید: «در میان مردمیکه با حادثه روبهرو شده بودند، نگاه متفاوتی نسبت به جنگ دیده میشد. بسیاری آن را تنها یک جنگ تحمیلی نمیدانستند، بلکه معتقد بودند اتفاقی است که شاید دیر یا زود رخ میداد. همین نگاه باعث شده بود مردم با صبوری بیشتری شرایط را تحمل کنند. برخی میگفتند هر جنگی تبعات خودش را دارد، اما اگر قرار است چنین اتفاقی بیفتد، حداقل با عزت و ایستادگی همراه باشد.»
به گفته او، با وجود سختیها و تعداد بالای خانوادههای درگیر حادثه، همین نگاه باعث شده بود پذیرش شرایط برای بسیاری از مردم آسانتر باشد.
ماموریتی تلخ
در میان مأموریتهایی کههانیه سلیمانی در آن حضور داشته، بعضی صحنهها هرگز از ذهنش پاک نمیشود. او از یکی از سختترین مأموریتهای خود در یکی از مناطق تهران یاد میکند؛ جایی که اصابت موشک به یک ساختمان مسکونی، زندگی خانواده ای را برای همیشه تغییر داد: «در آن حادثه، خانوادهای چهار نفره زیر آوار مانده بودند. پسر خانواده با جراحات سطحی از میان آوار خارج شده بود و دخترشان نیز زنده مانده بود. اما همان لحظه شاهد صحنهای تلخ شده بود؛ پدر و مادرش زیر آوار مانده بودند و هر دو جان خود را از دست داده بودند. دختر خانواده پیش از این حادثه نیز از نظر روحی شرایط سختی داشت و سالها با افسردگی شدید دستوپنجه نرم میکرد.»
حجم سنگینی از رنج
در محل حادثه تعداد زیادی از بستگان او حضور داشتند؛ عموها، عمهها و دخترعموهایش که تلاش میکردند او را آرام کنند. با وجود استفاده از داروهای آرامبخش و حضور پزشک، کنترل شرایط روحی او بسیار دشوار بود و اگر اطرافیانش لحظهای از او غافل میشدند، ممکن بود حادثه تلخ دیگری رخ دهد. اما امدادگران تیم سحر در ان شرایط سخت بسیار هوشیار انها عمل کردند و تلاش کردند شرایط روحی دختر جوان را تا حدودی بهبود ببخشید. سلیمانی میگوید: «در چنین مأموریتهایی، امدادگران علاوه بر رسیدگی به آسیبدیدگان، با حجم سنگینی از رنج و فشارهای روحی خانوادهها نیز روبهرو هستند؛ دردهایی که گاهی از خود حادثه هم سنگینتر است.»
او درباره تیم عملیاتی نیز توضیح میدهد: «در مأموریتهایی که تیم سحر حاضر میشود چهار تا پنج امدادگر حضور پیدا میکنند. در برخی عملیاتهایی که تعداد مصدومان بالاست نیز یک تیم پشتیبان برای کمک به آنها اضافه میشود.»
رعایت ایمنی
در کنار همه این تجربهها، این امدادگر به نکتهای مهم در زمینه ایمنی اشاره میکند: «در بسیاری از مناطقی که برای امدادرسانی مراجعه کرده بودند، برخی از توصیههای ساده ایمنی که پیشتر در آموزشهای عمومی هلالاحمر مطرح میشد، رعایت نشده بود. یکی از مهمترین آنها، چسبزدن شیشهها برای جلوگیری از خرد شدن در اثر موج انفجار بود. در ساختمانهایی که این نکته رعایت نشده بود، شیشهها به شدت خرد شده و به اطراف پرتاب شده بودند و همین موضوع باعث آسیب به رهگذران و ساکنان شده بود. در مقابل، در خانههایی که شیشهها با چسب ایمن شده بودند، حتی اگر از جا کنده میشدند، به صورت یکپارچه باقی میماندند و خطر کمتری ایجاد میکردند.»
به گفته او، بسیاری از ساکنان پس از حادثه با حسرت میگفتند ای کاش این توصیه ساده را جدی گرفته بودند. گاهی رعایت یک نکته ساده ایمنی میتواند از بسیاری از آسیبها جلوگیری کند.