logo

جمعه 10 مهر 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1401/04/07 - 10:54
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

سفر به شهر مردگان/ گفت‌وگو با مسئول اعزام زنان امدادگر به جبهه، به بهانه سالروز بمباران شیمیایی سردشت

صدای پرواز جنگنده‌های عراقی در آسمان سردشت پیچید. مردم طبق عادت پنج سال گذشته‌شان از حمله‌های هوایی جنگ، دوان‌دوان به پناهگاه‌های زیرزمینی دویدند. بوی تند گاز و احساس خفگی، خیلی زود به آنها فهماند باید خودشان را به ارتفاع برسانند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از شهروند؛ درست ٣٥ سال از بمباران شیمیایی شهر سردشت می‌گذرد؛ روزی که ١١٠ نفر از مردم غیرنظامی در این شهر جان خود را از دست دادند و ٨هزار غیرنظامی دیگر دچار مسمومیت شیمیایی شدند. زنان امدادگر هلال‌احمر، اولین گروه امدادی-پرستاری‌ای بودند که خودشان را به این شهر رساندند و با وجود خطرات جانی‌ای که آنها را تهدید می‌کرد، به بازماندگان و مصدومان این بمباران شیمیایی خدمات‌رسانی کردند.

 پشتیبانی از جبهه و رزمنده‌ها، شاخص‌ترین فعالیتی بود که در دوره دفاع مقدس برای زنان داوطلب تعریف شده بود. اگر داوطلبی می‌خواست فعالیتی فراتر از پشتیبانی انجام دهد، می‌دانست که باید از طریق عضویت در هلال‌احمر و آموزش‌های امدادی خودش را به مناطق جنگی برساند. «سوده کافی» یکی از زنانی بود که می‌خواست برای انجام کمک‌های درمانی راهی منطقه شود. سال ١٣٦٠ بود که با آغاز عضوگیری هلال‌احمر برای آموزش زنان امدادگر، وارد این جمعیت شد. سوده کافی خیلی زود سر از ستاد اعزام خواهران به جبهه درآورد و مسئول این ستاد شد. او می‌گوید: «درگیری‌های مسلحانه در سال‌های انقلاب و بعد از آن، آغاز جنگ تحمیلی باعث شد تا ستاد مجروحان و مصدومان در جبهه تشکیل شود. هدف از راه‌اندازی این ستاد تربیت و آموزش نیروهای متعهد و متخصص بود تا بیمارستان‌ها و مراکز درمانی را به‌خصوص در تهران پوشش دهند.»
بعد از گذراندن ١٣٠ ساعت دوره آموزشی در یک ماه، فن پرستاری را آموزش دید تا خودش را به مراکز درمانی برساند. بعد هم از طریق ستاد اعزام خواهران، درخواست داد تا در صورت نیاز به نیروی امدادی و درمانی، به مناطق جنگی و شهرهای جنوبی اعزام شود. او می‌گوید: «اولین اعزامم به جبهه سال ١٣٦٠ بود. در بیمارستان‌های مناطق جنگی فعال بودیم. شهرهای جنوبی و البته شهرهای مرزی مثل ایلام و ... که در سال‌های اول جنگ مورد حمله قرار می‌گرفت، پر بود از مجروحانی که به کمک نیاز داشتند.»


 زندگی در هوای مسموم
به عنوان فرد آموزش‌دیده دوره فن پرستاری و امدادگر هلال‌احمر در بیمارستان‌ها فعالیت می‌کرد و ساعاتی از هفته را هم به درخواست هلال‌احمر به آموزش عمومی مردم می‌گذراند. سال‌های نخست جنگ بود که به‌عنوان مسئول جذب، آموزش و اعزام خواهران امدادگر انتخاب شد. سوده کافی می‌گوید: «به عنوان زن امدادگر، در بخش‌های مختلفی از جبهه و در شهرهای زیادی فعالیت کردم. یکی از مهم‌ترین اتفاق‌هایی که زنان امدادگر به آنجا اعزام شدند، بمباران شیمیایی سردشت بود.»
بلافاصله بعد از بمباران، ستاد اعزام جبهه از هلال‌احمر درخواست اعزام تیم پرستاری و امدادی به این شهر آذربایجان غربی را داد؛ اعزام به شهری که ورود به آن ممکن بود برای خیلی از امدادگران و پرستاران به قیمت به خطر افتادن جان‌شان تمام شود. کافی می‌گوید: «تیم ١٠ نفره‌ای از زنان امدادگر و آموزش‌دیده را آماده اعزام کردیم. دستورالعمل خاصی برای افرادی که می‌خواستند وارد این شهر شوند، تعریف شده بود؛ گفته بودند به هر چیزی که در فضای بیرون قرار داشت نباید دست بزنید. بیمارستان و وسایل اضطراری مورد نیاز را با خود برده بودند. هوای شهر تا مدت‌ها بعد از بمباران مسموم و آلوده بود. مردمی که جان سالم به در برده بودند، سریع شهر را تخلیه کردند. پرستاران و پزشکان شهر خودشان یا دچار مسمومیت شیمیایی شده بودند یا خانواده و عزیزان‌شان مجروح شده بودند، خلاصه عده بسیار کمی در بیمارستان باقی مانده بودند.»

رضایت خانواده‌ها
راضی‌کردن خانواده‌های برخی از داوطلبان امدادگر برای اعزام این افراد به مناطق جنگی به‌خودی‌خود کار ساده‌ای نبود؛ چه برسد به اینکه قرار باشد تیمی داوطلب به شهری اعزام شوند که بمباران شیمیایی شده و هنوز هم آلوده است. با این حال، اولین تیم امدادگران به سردشت اعزام شد و بعد از مدت کوتاهی، نیروهای تازه‌نفس جایگزین تیم‌های قبلی می‌شدند. سوده کافی که این روزها دوران بازنشستگی را از سر می‌گذراند، می‌گوید: «زنان زیادی در سال‌های جنگ داوطلب اعزام به جبهه بودند. اما علاوه بر موانعی مثل ممنوعیت فرستادن زنان به‌عنوان سرباز جنگی و ممنوعیت حضور زنان در خط مقدم، مشکلات دیگری هم بر سر راه فعالیت زنان در این دوران بود؛ اینکه برخی خانواده‌ها به‌سختی به این موضوع رضایت می‌دادند. نیروهای متخصصی در این سال‌ها آموزش داده بودیم. برای اعزام برخی از این افراد باید به خانه آنها می‌رفتم و با پدر و مادر یا همسر این زنان حرف‌می‌زدم که راضی می‌شدند. تاکید می‌کردم که این زنان برای چنین شرایطی آموزش دیده‌اند و الان به تخصص آنها و مهارت‌شان نیاز داریم. افرادی هم که به سردشت اعزام می‌شدند، از نیروهای بسیار متعهد و افراد باتجربه ما بودند.»
ده روز از بمباران سردشت گذشته بود که کافی برای سرکشی به شرایط تیم اعزامی و نحوه امدادرسانی و فعالیت تیم، به این شهر سفر کرد: «به شهر مردگان سفر کرده بودیم. هیچ ردی از زندگی در شهر به چشم نمی‌خورد. اغلب مردم شهر را ترک کرده بودند. مجروحان حمله شیمیایی به شهرهای دیگر برای درمان اعزام شده بودند. یکی از امدادگران ما همان روزها دچار مشکل تنفسی شده و در همان بیمارستان بستری شد. تشخیص پزشکان این بود که تحت‌تاثیر گازهای شیمیایی‌ای قرار گرفته که هنوز در منطقه وجود داشت.»


٧ هزار داوطلب زن در جنگ
حضور تیم‌های امدادی در سردشت بهانه‌ای شد برای اینکه هفته‌های بعد از حمله شیمیایی، افرادی برای مداوای بیماری‌های خود سراغ بیمارستان و تیم‌های پرستاری بروند. یکی از این اتفاق‌ها، تجربه کمک تیم امدادگران به زنی پا به ماه برای به دنیا آوردن نوزادش بود؛ کاری که گرچه تا پیش از آن تجربه نکرده بودند، اما با راهنمایی‌های تلفنی از پزشک و ماما و انجام مو به موی دستورات تلفنی، به نتیجه رسیده بود.
واحد جذب، آموزش و اعزام خواهران جمعیت هلال‌احمر بیش از ٧هزار نفر از زنان داوطلب را در سال‌های جنگ به شهرهای جنگ‌زده و بیمارستان‌هایی که مجروحان در آن بستری می‌شدند، اعزام کرد. سوده کافی، مسئول این ستاد در سال‌های جنگ می‌گوید: «زنان امدادگر در سال‌های جنگ فعالیت‌های بسیار زیاد و گسترده‌ای انجام می‌دادند. با توجه به موقعیتی که در آن قرار داشتیم، یعنی شرایط جنگی، آموزش‌های ویژه‌ای به گروه‌های داوطلب داده می‌شد. برخی از این زنان در اداره اسرا و مفقودین مشغول فعالیت شدند. برخی دیگر در حوزه آزادی اسرا فعالیت می‌کردند. سازمان انتقال خون به ما درخواست اعزام نیروی داوطلب می‌کرد یا بیمارستان‌های شهرهای جنگی درخواست اعزام نیرو داشتند. در مراسم تشییع پیکر شهدا فعال بودند و بسیاری وظایف سخت دیگر را برعهده می‌گرفتند؛ فعالیت‌هایی که این روزها کمتر یادی از آن می‌شود، اما اگر به دست این زنان انجام نمی‌شد، بخشی از کارهای مربوط به ساماندهی شرایط کشور در دوره جنگ روی زمین می‌ماند.»
وقتی سراغی از دیگر زنان همراه را که در آن سال‌ها با او فعالیت می‌کردند، می‌گیریم، می‌گوید: «تقریبا همه ما پراکنده شدیم. فعالیت‌های ما بعد از جنگ رسما به پایان رسیده بود. من به هلال‌احمر رفتم تا اعلام خداحافظی کنم. اما از من خواستند همچنان با این جمعیت فعالیت خودم را ادامه دهم. اما اغلب زنان از جمع ما جدا شدند. نه به این دلیل که خودشان خواسته باشند؛ هلال‌احمر بعد از پایان جنگ عزمی برای تقدیر از این زنان، قدردانی از زحمات‌شان و یادآوری تلاش آنها در جبهه نشان نداد.»

  • گروه خبری : اسلایدر
  • کد خبر : 100348
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب