logo

سه شنبه 31 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1402/11/14 - 16:01
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

دلنوشته جوانان جمعیت آذربایجان شرقی برای رئیس هلال احمر

جوانان هلال احمر آذربایجان شرقی، دلنوشته ای برای رئیس جمعیت هلال احمر نوشتند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ دلنوشته جوانان جمعیت آذربایجان شرقی بدین شرح است:


بسم رب الشهدا والصدیقین


چه بگوییم و از کجا شروع کنیم... از دهه پایانی صفر از مشهد از قدم به قدم در مسیر بهشت... پاداش کدامین کار خیر بود که شدیم خادمین امام رضا ع... آقاجان شما چقدر رئوف بودید... ما سرخ پوشان هلال احمر چقدر انسان‌های خوشبختی هستیم که افتخار خادمی در بارگاه مقدس امام مهربانی‌ها نصیبمان شد. هر زائری که در آن مسیر که قسمتی از خود بهشت بود را همراهی مینمودیم چشمانمان پر از اشک شوق می‌شد. نمیدانید هر زائری که دعای خیر برایمان میکردند با دعاهایشان تن و بازوهایمان قوت میگرفت و اشک شوقمان بیشتر میشد حتی آرزو میکردیم که آن مسیر بیشتر باشد تا بیشتر لذت میبردیم.


جناب آقای دکترپیرحسین کولیوند خوش بسعادتتان شما چقدر انسان شریفی هستید چقدر دعاها پشت سرتان هست که این افتخار را ارزانی مان فرمودید تا توشه آخرت مان و شوق ادامه خدمتمان گردد. آقای دکتر خداشاهد است خود من به شخصه که این نامه را از طرف تک تک بچه‌ها مینویسم در آخرین روز شیفتم که هرگز نمیخواستم آن روز تمام شود دلم پر بود و آرزویم کربلا بود همان روز یکی از مسافرهایم که یک پیرزن مهربانی بود وبه زبان عربی صحبت میکرد فقط قسم فقط قسمتی از صحبت هایش را متوجه میشدم که میدانستم دعایمان میکند.


شخصی که همراهی اش میکرد برایم گفت که مادربزرگش اهل کربلاست چشمانم پرشد ودستانم لرزید چون آن مسیر را همان لحظه که درخیالم باضامن آهو داشتم صحبت میکردم آرزوی کربلا داشتم انگار آنروز برایم معجزه ای رخ داد از فرصت استفاده کردم که به مادربزرگش بگوید برای بچه‌های هلال و کسانی که دلشان پر میکشد برای بین الحرمین دعایمان کند. همان روز برگشت از مشهد مقدس دقیقا روز و لحظه ای که اصلا حال و هوایمان دگرگون شده بود و انگار بین آسمان و زمین گیرکرده بودیم نه میتوانستیم بیشتر بمانیم نه دل برگشتن داشتیم... وقتی آن مجری بزرگوار صدایشان در گوشمان زمزمه کرد و هدیه ارزشمندتان، سفر به عتبات عالیات را به گوشمان رساندند به جرات میتوان گفت اکثر بچه‌ها اشک از چشمانشان جاری شد ولی اصلا فکرش را نمیکردیم به همین زودی زود قولتان عملی گردد.


آری جناب آقای دکتر کولیوند اکنون که این پیام را مینویسیم در این مکان مقدس در کربلای معلی هستیم... چگونه و با چه زبانی میشود از شما تشکر کرد؟ چه هدیه ی ارزشمندی باز تقدیممان کردید و این بار کعبه آمال مان را محقق کردی محقق کردید. آری انسان‌های بزرگ مرد، هدیه شان نیز بزرگ مردانه است... به نیابت ازدل تک تک بچه‌ها مینویسم که ما این لطف شما و هدیه ی بسیار بسیار ارزشمندتان را فراموش نخواهیم کرد. این توفیق بزرگی بود که در عنفوان جوانی و به عنوان زیارت اولی با عنایت ویژه شما، زائر سرزمین عشق و شهادت شویم سرزمین ایثار و جلوه مجاهدت عاشورائیان که سرمشق هلال نشانان قدم نهاده در مسیر ایثار و مجاهدت هستند.


دوباره میگویم که کار انسان‌های بزرگ مرد دقیقا اینگونه است... که در همچین ایام باارزشی در ماه رجب هدیه ی زیارت امیرالمومنین ع ، ابا عبدالله الحسین (ع) و حضرت ابوالفضل سلام الله علیهما را بدهند آری کار شما علی گونه است... بی ریاست... بی منت است ... جناب آقای دکتر کولیوند میلاد با سعادت امام علی ع همچنین روز پدر را خدمتتان تبریک عرض می نماییم چرا که شما پدر معنوی تک تک اعضای بچه‌های هلال هستید و مدیران محترم تان نیز ازجمله در سازمان جوانان و آذربایجان شرقی به سیاق شما پدرگونه و مدبرانه ما جوانان را در مسیر خدمت و تعالی رهنمون و حامی و مسیرگشا هستند و این تشکر مضاعف دیگری می طلبد.


خداوند شما را برایخانواده بزرگ هلال احمر حفظ نماید. دعای ما جوانان همیشه و تا آخر عمرمان بدرقه راهتان خواهد بود.


علی یارتان و در پناه حضرت ولی عصر (عج) جوانان جمعیت هلال احمر استان آذربایجان شرقی

  • گروه خبری : اخبار بدون گروه خبری
  • کد خبر : 148854
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب