logo

دوشنبه 20 مهر 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/12/15 - 19:19
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 9 دقیقه

امداد به امدادگران پس از حادثه!

فعالیت‌های تیم واکنش سریع فراتر از تمام بخش‌های هلال‌احمر است. هر روز نگران هستیم با یک اتفاق ناگوار روبه‌رو شویم. این استرس شرایط‌کاری را دشوار می‌کند و باعث می‌شود ذهنمان همیشه درگیر موضوعات منفی باشد.

فعالیت‌های تیم واکنش سریع فراتر از تمام بخش‌های هلال‌احمر است. هر روز نگران هستیم با یک اتفاق ناگوار روبه‌رو شویم. این استرس شرایط‌کاری را دشوار می‌کند و باعث می‌شود ذهنمان همیشه درگیر موضوعات منفی باشد. 


«روز پدر بود. طوری همه جا را مه گرفته بود که چشم چشم را نمی‌دید. مرکز کنترل عملیات، تصادف یک سواری با کامیون را اعلام می‌کند. به هرترتیبی بود خودمان را به محل حادثه رساندیم. تمام خانواده مرده بودند. پدر سرش پریده بود. وقتی داشتیم فوت‌شدگان را منتقل می‌کردیم صدای تلفن همراه توجهم را جلب می‌کرد. مدام پیام‌های تبریک روز پدر می‌آمد و مرتب زنگ می‌خورد. با اینکه سال‌ها از ماجرا گذشته است هنوز وقتی روز پدر می‌شود و حتی بعضی وقت‌ها آن صحنه مثل کابوسی از جلوی چشمانم می‌گذرد.» این تنها روایت یکی از صحنه‌های تلخی است که آسیب جدی بر روح و روان امدادگران هلال‌احمر می‌گذارد. این موضوع آنقدر بااهمیت است که دبیر کل جمعیت آن را محور فعالیت‌های سازمان امداد و نجات قرار داده است و در کنار آن توسعه مراکز سلامت امدادگران در استان‌ها پیگیری می‌شود. در گفت‌وگو با امدادگران، کارشناسان و مسئولان ابعاد مختلف سلامت روان امدادگران را بررسی کرده‌ایم.


استرس قبل از عملیات شرایط کاری را دشوار می‌کند


درجه امدادی و نوع فعالیت: ایثار و عضو تیم واکنش سریع


 میلاد پیران ٢٨ ساله  


سابقه فعالیت: ١١سال


فعالیت‌های تیم واکنش سریع فراتر از تمام بخش‌های هلال‌احمر است. هر روز نگران هستیم با یک اتفاق ناگوار روبه‌رو شویم. این استرس شرایط‌کاری را دشوار می‌کند و باعث می‌شود ذهنمان همیشه درگیر موضوعات منفی باشد. البته به این وضع عادت کرده‌ایم و با تکنیک‌های مختلف کنترلش می‌کنیم. اما باید اعتراف کرد امدادگران حتی در شرایط خوب هم وضع مساعدی ندارند. چون همیشه یک نگرانی همراهمان است.  ٢سال پیش اعلام کردند بچه‌ ٦ساله‌ای در کوهستان گم شده است. بلافاصله خودمان را به محل موردنظر رساندیم. همه اعضای خانواده بی‌تاب بودند. آنقدر حالشان نامساعد بود که حتی نمی‌توانستند اطلاع دقیقی درباره فرزندشان بدهند. با همان اطلاعات ناقص عملیات را شروع کردیم. ١٦ساعت در سخت‌ترین شرایط جست‌وجو می‌کردیم. لابه لای صخره‌ها و مسیر رودخانه وجب به وجب محدوده را گشتیم. تمام این مدت نگرانی و استرس رهایمان نمی‌کرد. اما به لطف خدا بچه را در حالی که گریه می‌کرد لای صخره‌ای پیدا کردیم.  بعد از زلزله کرمانشاه با دیدن تمام آن لحظه‌ها سر کارمان برگشتیم. بعد از عملیات‌های بزرگی مثل کرمانشاه بهتر است برای امدادگران برنامه‌های تفریحی گذاشته شود تا کمی از بار دشواری‌ها و فشار روانی کاسته شود. وقتی یک امدادگر بعد از یک مأموریت سخت همراه با خانواده یک مسافرت چند روزه برود حال خوشی پیدا می‌کند و مسلماً تأثیر مثبتی در کارش می‌گذارد. البته تمام امدادگران باید تحت نظر مشاور باشند تا صدمه به زندگی‌شان وارد نشود. مسئولان باید در این رابطه برنامه‌ریزی خاصی انجام دهند و آن را بخشی از الزامات کار امدادگری در هلال‌احمر مدنظر داشته باشند.


امدادگران را در هضم حوادث تنها نگذاریم


درجه امدادی و نوع فعالیت: ایثار و عضو تیم امداد کوهستان


 توحید مرامی ٣٤ساله  


سابقه فعالیت: ١٢سال


زمانی دشواری کار امدادگری دوچندان می‌شود که نمی‌توانیم کسی را نجات دهیم. به نظرم این تلخی‌ها و شیرینی‌ها هستند که به کار امدادگری معنا می‌دهد. واقعیتش را بخواهید نمی‌توانم هیچ‌کدام از عملیات‌هایم را فراموش کنم. چون حس می‌کنم در تمام آنها با همه وجود حضور داشته‌ام و لحظه‌ای دست از تلاش برنداشته‌ام. به همین دلیل هم بعد از عملیات انرژی زیادی را از دست می‌دهم. درست است که بعضی روزها در چند عملیات حضور داریم اما ذره‌ای درکاری که باید انجام شود کم نمی‌گذاریم.  تلخ‌ترین حادثه‌ای که در طول این سال‌ها با آن روبه‌رو شدم عملیات نجات یک عروس و داماد بود. بعد از اینکه حادثه اعلام شد بلافاصله خودمان را به محله حادثه رساندیم. ماشین عروس به دره‌ای سقوط کرده بود و تعدادی از اقوام آنان در حال امدادرسانی خودسرانه بودند. آنها فکر می‌کردند خودشان می‌توانند عروس و داماد را نجات دهند. به همین دلیل دیر اعلام کرده بودند و کار از کار گذشته بود. خیلی تلاش کردیم اما متأسفانه جان آن عروس و داماد از دست رفت. شب غم‌انگیزی بود. خانواده آنها بی‌قراری می‌کردند. حال هیچ‌کدام از بچه‌های عملیات هم خوش نبود. از آن به بعد هر وقت ماشین عروس می‌بینم یاد آن حادثه می‌افتم.  بحث آثار روانی برای امدادگران هلال‌احمر موضوع مهمی است که باید به آن توجه ویژه کرد. برخی از حوادث در زندگی امدادگران اختلال ایجاد می‌کند و تداوم آن شرایط را برای کار امدادگری دشوار می‌کند. البته امدادگران باید خودشان روان‌شناس خودشان باشند و این‌گونه مسائل را در وجودشان حل کنند. اما از طرف مسئولان نیز باید در این باره بررسی‌های کارشناسی انجام شود. موضوع رسیدگی به سلامت روان باید در روند‌کاری امدادگران قرار گیرد. به‌طوری که امدادگران بعد از اتمام شیفت با روان‌شناس صحبت کنند و قبل از خروج از محل خدمت مسائلی را که ذهنشان با آن درگیر شده است، حل کنند. این روش باید به‌صورت اجباری برای همه امدادگران انجام شود.


مسئولان برنامه‌ریزی کنند


درجه امدادی و نوع فعالیت: ایثار و عضو تیم امداد جاده


 بابک توحیدی ٣٧ساله  


سابقه فعالیت:‌١٦سال


تلاش کرده‌ایم کار امدادگری  را با عشق گره بزنیم تا با هیچ ضربه‌ای نشکند. خدمت به مردم حس خوشایندی را برای ما ایجاد می‌کند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. اما بالاخره همه ما انسان هستیم و عواطفی داریم که با مواجهه با آسیب‌ها صدمه می‌بیند. به عنوان مثال حادثه‌ای ٦سال پیش در روز پدر رخ داد که خاطره‌اش همچنان برایم آزاردهنده است.  مه همه محدوده لاهرود را فرا گرفته بود به‌طوری که چشم چشم را نمی‌دید. تصادف یک دستگاه سمند با یک کامیون اعلام شد. با حداکثر سرعت خودمان را به محل حادثه رساندیم. صحنه بسیار دلخراشی بود. هر سه سرنشین جانشان را از دست داده بودند. سر پدر خانواده از تنش جدا شده بود. وقتی در حال جابه‌جایی فوت‌شدگان بودیم مدام صدای پیامک و زنگ تلفن می‌آمد. وقتی تلفن را جواب دادم فردی که آن طرف خط بود گفت: «معلوم است کجایید؟ بابا منتظر است.» گفتم: «من امدادگر هلال‌احمر هستم.» همین که خواستم ماجرا را برایش توضیح دهم گوشی را به یک مرد داد که از صدایش مشخص بود سن و سالی دارد. برای یک لحظه زبانم‌بند آمده بود. نمی‌دانستم چه بگویم. ولی آن بنده خدا نگران بود و باید با او صحبت می‌کردم. در آن سرما تا ماجرا را برایش توضیح دهم تمام بدنم خیس عرق شده بود. با اینکه سال‌ها از این ماجرا گذشته هنوز وقتی روز پدر می‌شود یاد آن روز می‌افتم و حتی بعضی وقت‌ها آن صحنه تلخ مثل کابوسی از مقابل چشمانم می‌گذرد.  توجه به سلامت روان امدادگران خیلی مهم است. چون حوادث ناگوار مثل زخمی کهنه در روح امدادگران باقی می‌ماند. متأسفانه درگیری‌های زندگی فرصتی برای برطرف کردن این مشکلات فراهم نمی‌کند. اکثر مواقع خود امدادگران برای بالا بردن یا فراموش کردن موضوعات تلخ با هم شوخی می‌کنند. اگر مسئولان درباره سلامت روان برنامه‌ریزی منظمی برای امدادگران انجام دهند می‌توانند از آسیب‌های ذهنی آنها جلوگیری کنند.


حضور یک روان‌شناس در پایگاه‌های امدادی ضروری است


درجه امدادی و نوع فعالیت: ایثار و عضو تیم واکنش سریع


 محمدجواد عبدیان ٢٨ساله


  سابقه فعالیت:‌٨سال


تعصب به کار نخستین رکن فعالیت در هلال‌احمر است؛ ویژگی که از عشق و خدمت صادقانه نشأت می‌گیرد و حاصلش لبخند دلنشین رضایتمندی مردم آسیب دیده است. عملیات نجات جدا از صحنه‌های دلخراش، رویدادهای دلنشینی از جنس محبت و یکدلی هم دارد. اما اتفاقات ناگوار اثری روی ذهن می‌گذارد که با هیچ چیز نمی‌توان آن را پاک کرد. اصلاً دوست ندارم با این حرفم بگویم کار امدادگری سخت است. بلکه می‌خواهم جنبه‌ای منفی از کارمان را بازگو کنم که می‌توان به راحتی آن را برطرف کرد. البته توان ذهنی و جسمی امدادگران حتی برای بزرگترین حوادث هم آماده است. نگرشی که برای آن در این راه وارد شدیم فراتر از آن چیزی است که می‌توان تصور کرد. انسان دوستی و خدمت به بشر هدفی است که همه ما برایش تلاش می‌کنیم. مسلماً اینکه انسان‌ها در شرایط عادی باشند نیاز به امدادرسانی و کمک ندارد. هنر کار ما آنجاست که در سخت‌ترین شرایط روزنه امید را در دل‌ها باز کنیم. اما به هر حال مواجهه با این صحنه‌ها آسیب‌ها و تأثیرات منفی دارد که این موضوع لزوم توجه به سلامت روان امدادگران را ضروری می‌کند.  همیشه وقتی در عملیاتی موفق به نجات جان کسی نمی‌شدم خودم را سرزنش می‌کردم. یک‌بار بعد از یک عملیات سخت وقتی یکی از امدادگران که روان‌شناس هم بود حال و روز مرا دید گفت: «وسعت و اهمیت کار تو آنقدر است که باید در برابر تمام مسائل صبورانه برخورد کنی. همه ما با عشق پا به این راه گذاشته‌ایم. پس به امید نجات انسان‌ها باید حالت خوب باشد. باید بدانی همه چیز دست ما نیست و خدایی آن بالاست که تقدیر را مشخص می‌کند.» این حرف‌ها خیلی روی من تأثیرگذار بود اما با این حال هیچ‌وقت حادثه تصادف کودکی را که مادرش همچون پروانه بی‌تاب او بود فراموش نمی‌کنم. نمی‌توانم فراموش کنم که یک بی‌دقتی راننده اتوبوس جان تعدادی از انسان‌ها را گرفت. اینها را نمی‌توانم فراموش کنم ولی سعی می‌کنم همیشه در کنار مردم باشم. البته هیچ‌وقت افرادی را که نجات داده‌ایم و با دست گل و شیرینی از ما تشکر کرده‌اند فراموش نمی‌کنم. حضور روان‌شناس در پایگاه‌های جاده‌ای لازم است و حضور امدادگری با این مهارت باعث تکمیل کادر پایگاه می‌شود و می‌توان از تخصص او برای خدمت به حادثه‌دیدگان هم استفاده کرد. پیشنهادم این است که از دانشجویان توانمند این رشته استفاده شود. البته این پیشنهاد نیازمند بررسی دقیق و تحلیل نقاط قوت و ضعف آن است.

  • گروه خبری : آرشیو
  • کد خبر : 39931
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب