تاریخ بداند که مردم آبادان چه کردند
گویی گرمای هوای آبادان مردمش را خونگرمتر کرده و خونگرمی عادت همیشگی این مردم است چه در جنگ و چه در بحرانی مانند متروپل.
تاریخ از یاد نبرده است رشادت های مردم جنوب کشور را، مردمی که در بدترین شرایط، آن زمانی که دشمن بی رحمانه بر سرشان آتش ریخت ماندند و دفاع کردند، آبادانی ها همان زمان هم با رزمندگان مهربان بودند، گویی آنان در هر شرایطی خود را ملکف به آیه شریفیه «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» کردند.
مردم خوزستان از آزدسازی خرمشهر تا متروپل آبادان، حوادث سخت و ماجراهای پیچیده ای را تجربه کردند اما این مردم میدانند که قلب ایران هربار برای آن ها تپید و چشم ایران با هر بعض آنها تَر شد، همین مردم در گرمای شرجی آبادان ایستادن با آنکه عزیزانشان در زیر آوار بودند در کنار امدادگران و نجاتگران ایستادگی کردند، برایشان آب و غذا تهیه کردند و یاد اربعین حسینی را برای هرامدادگری زنده کرد.
آری مکتب حسین(ع)، مکتب آزادگی و انسان دوستی است چه عزیزانت زیرآوار باشند و چه دشمن خانهات را ویران کرده باشد، مکتب حسین یعنی دست مردم را بگیر تا خدا دستت را بگیرد. آری مردم آبادان باز هم ثابت کردند که مهر و محبت چیزی نیست که با غم و عصبانیت و از دست دادن عزیزان از بین برود آنها پیرو مکتب سیدالشهدا هستند چه در جنگ و چه در حوادثی مانند متروپل.
انسان عاقل از هر اتفاقی درسی میگیرد اما درسی که مردم آبادان در حادثه تلخ متروپل به هر شهروند ایرانی دادند این بود که میتوانیم در بدترین شرایط و در بحرانیترین مواقع زندگیمان به یاریگرانی که تنهایمان نگذاشتند اعتماد کنیم و با مهربانی از آنان باعث بهبود بهرهوریشان در زمان طلایی باشیم.