logo

جمعه 27 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/07/22 - 09:21
  • تعداد بازدید : 7
  • تعداد بازدیدکننده : 7
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

گفت‌وگو با عمو محمد، مردی که ۴۰ سال است داوطلبانه در هلال‌احمر خدمت می‌کند/ عکس

عمو محمد: «کار در  هلال احمر دلی است. امدادگر با دلش کار می کند، من هم ۴۰ سال است که داوطلبانه در هلال احمر خدمت می کنم. عشق خدمت را به بچه ها هم داده ام و حالا آنها هم امدادگرند، یعنی خانوادگی هلال احمری هستیم.»

فاطمه پاک‌سرشت، خبرنگار اعزامی به کربلای معلی: در بیمارستان الحسین (ع) کربلا، در هیاهوی آه و ناله بیماران و رفت و آمد دائمی پزشکان و پرستاران، هر چند لحظه یک بار نام «عمو محمد» شنیده می شود، آنقدر این اسم تکرار می شود که کنجکاو می شوم تا عمو محمد را ببینم، مردی که با وجود سن و سال بالایی که دارد، در حال خدمت مدام به زائران حسینی است.


پرس و جو که می کنم متوجه می شوم کار اصلی «محمدرضا سعیدی» که همه او را با نام عمو محمد می‌شناسند، مترجم است اما او تنها به ترجمه عربی اکتفا نکرده است، گاهی اوقات امدادگر می شود و کار امدادی انجام می دهد، چند ثانیه بعد می شود نیروی خدماتی و نظافت می کند، بعد هم با عجله خودش را می رساند به امدادگرانی که در حال انتقال یک زن بیمار نشسته به روی ویلچر هستند. گفت‌وگو با عمو محمد پیش روی شماست:


 


چطور با جمعیت هلال احمر آشنا شدید؟

از سال ۱۳۵۹ که در دوران جنگ به عنوان امدادگر با جمعیت آشنا شدم، عضو داوطلب هلال احمر خوزستان بودم. در این سال ها احساس کردم اینجا همان جایی است که برای خدمت دنبالش می گشتم.


 


چرا هلال احمر را برای فعالیت انتخاب کردید؟

کار در  هلال احمر دلی است. امدادگر با دلش کار می کند، من هم ۴۰ سال است که داوطلبانه در هلال احمر خدمت می کنم. عشق خدمت را به بچه ها هم داده ام و حالا آنها هم امدادگرند، یعنی خانوادگی هلال احمری هستیم. از طرفی؛ هلال احمر زندگی و ماجراهای جالبی دارد، یک روز در سیل کمک می کنیم، یک روز در زلزله و یک روز هم در کربلا به زوار امام حسین (ع) خدمت می کنیم.


 


چندسال است که ایام اربعین به کربلا می آیید؟


۵ سال، ۵ سال است که برای خدمت به کربلا می آیم.


 


در کدام بخش بیمارستان کار می کنید؟

هرجا که بشود کار می کنم، وقتی ترجمه لازم باشد، مترجمی می کنم. وقتی امدادگر بخواهند امدادگری می کنم، حتی نظافتچی و آبدارچی هم بخواهند، کار می کنم. کار برای امام حسین(ع) خستگی ندارد، بعضی وقت ها آنقدر سرگرم کار می‌شوم که فراموش می‌کنم از ساعت شیفتم خیلی گذشته است. آمدم اینجا که به زوار کمک کنم، حتی اگه اینجا نمی شد  در موکب ها، نوکری زائران را می کردم.

 


با این همه شلوغی کار، زیارت هم رفته اید؟

الان یک هفته است که در کربلا هستم اما تنها 2 بار زیارت رفتم. اینجا کار زیاد است خدمت به زائر آقا، کم از زیارت نیست.


در این چهل سال کار کردن، آدم های خیلی زیادی را دیده اید، تا حالا دلتان خواسته جای کسی باشی ؟

تا به حال حسرت مال و مقام کسی را نداشته ام اما یک بار به حال یک بنده خدایی بدجوری غبطه خوردم. چند سال قبل در همین ایام اربعین، زائری را دیدم که پا نداشت و با دستانش مسیر نجف تا کربلا را طی می کرد، با ماشین هلال احمر در مسیر بودیم که او را دیدیم، با عجله به سراغش رفتم و از او خواستم سوار ماشین بشود تا او را به کربلا برسانیم اما قبول نکرد، من که نمی دانستم او نذر کرده این مسیر را پیاده برود فکر کردم که تعارف می کند و برای همین اصرار می کردم که با ما بیاید اما بالاخره متوجه نذرش شدم، آنجا واقعا به کسی حسودی کردم، دلم می خواست ایمانم مثل او این قدر قوی بود.


دوری از خانواده سخت نیست؟


راستش را بخواهید دلتنگ خانواده ام هستم اما وقتی به زوار امام حسین(ع) خدمت می کنم این خدمت برایم آنقدر شیرین است که دلم آرام و تحمل دوری از خانه برایم آسان می‌شود. 


چرا به شما عمو محمد می‌گویند؟

شاید به خاطر سن و سابقه ام در هلال احمر است. بچه ها به من محبت دارند و مرا عمو محمد صدا می زنند، البته من اینجا از همه جوانترم (خنده).




  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 107071
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب