مرگ آنقدر نزدیک بود که اشهدم را خواندم/ امدادگر داوطلب از تجربههای سخت عملیاتی میگوید
عبدالله زمانی، امدادگر داوطلب استان گلستان است و در تمام عملیاتهای امداد و نجات مهم استان در ده سال گذشته حضور داشته.
روابط عمومی جمعیت هلال احمر: هلال احمر را از دوران دانشآموزی میشناسد و آموزش کمکهای اولیه و برنامههای دیگر که در مدارس گلستان انجام میشد. 10 سال است که به عنوان امدادگر و عضو تیم واکنش سریع در استان گلستان فعالیت میکند و در این 10 سال در تمامی عملیاتهای امداد و نجات مهم استان حضور داشته. «عبدالله زمانی» حالا 32 سال دارد و از امدادگران با تجربه استان است.
او میگوید :« همیشه در زندگی ام افرادی را که از جان خود میگذرند و برای رضای خدا و نجات جان مردم فعالیت میکنند ستایش میکردم. فرقی نمیکند رزمنده باشد یا آتش نشان یا داوطلب هلال احمر. داوطلبان جمعیت همیشه در حوادث در خط مقدم بودند و برای همین من این حوزه را برای فعالیتهای بشردوستانه انتخاب کردم.»
در تمام عملیاتهای امداد و نجات استان حضور داشته و از سیل و زلزله گرفته تا امداد جادهای و کوهستان، دستی در آتش دارد. عضو تیم واکنش سریع استان است و حوزه تخصصیاش امداد کوهستان. عبدالله زمانی میگوید :« اولین عملیاتی که در آن حضور داشتم ماموریتی در کوهستان و در فصل زمستان بود. در این عملیات جان 7 نفر را که در برف گرفتار شده بودند نجات دادیم. خوب میدانستم که امداد و نجات شوخی بردار نیست و باید در این کار جدی بود. حتی اگر تجربه حضور در هزار عملیات را هم داشته باشی باز هم میبینی هزار و یکمین عملیات با حوادث قبلی تفاوت دارد. سختترین عملیاتی که در آن حضور داشتم نجات معدنچیان معدن یورت بود. 12 روز در معدن به امداد و نجات پرداختیم و از لحظه ورود به معدن سختیها شروع شد. مرگ را آنقدر نزدیک میدیدم که اشهدم را خوانده بودم.»
طولانیترین عملیاتی که تا کنون در آن حضور داشته امدادرسانی در سیل فروردین 98 استان گلستان بود که بیش از 3 ماه در مناطق سیل زده آق قلا و گمیشان مشغول امدادرسانی بود :«اواسط نوروز بود که مادرم زنگ زد و گفت نمیآیی به من سر بزنی؟ گفتم مادر جان مردم سرپناه ندارند. نگذاشت حرفم تمام شود. گفت نیا. بمان و به مردم کمک کن. بعد از سه ماه حضور مداوم در مناطق سیل زده بود که به خانه رفتم و تازه موفق شدم خانوادهام را در سال جدید ببینم.»
امدادرسانی در حوادث را با عشق و علاقه انجام میدهد و آن را در اولویت خود قرار داده. با این حال مثل بسیاری از امدادگران داوطلب دیگر دغدغههای معیشتی کم کم از راه میرسند و او را از علاقه و هدفش دور میکنند :«من و بسیاری از امدادگران دیگر مجبور هستیم برای امرار معاش خودمان به فکر شغل و درآمد باشیم. اما اگر بتوانیم بعد از چند سال فعالیت، جذب جمعیت شویم دیگر چنین دغدغهای نداریم و میتوانیم همه وقت خودمان را صرف امدادرسانی کنیم.»