دوربين من صلح و فداکاری را روايت میکند
شایان شيروش، رزمیکار مهابادی دستی بر آتش فيلمسازی دارد و میخواهد به کمک آن تجربههايش را با ديگران در ميان بگذارد.
هفته نامه پیام هلال در شماره 455 نوشت؛ دوربين، تريبون اوست براي واگويه کردن آنچه شايد در کلام نيايد. تصوير زبان منتقد اوست براي اصلاح مسيرهايي که با نشيب همراه است. مهمترين دغدغهاش فرهنگسازي صحيح و اصولي است. 19 سال دارد و سازمان جوانان هلالاحمر او را با جمعيت آشنا کرده است.
امدادرساني به افراد نيازمند را از وظايف مهم خود ميداند و براي مفيد بودن در همه عرصهها با تمام توان تلاش کرده است. شايان شيروش، عضو جمعيت، در حوزه ورزشي يکي از مدال آوران، در حوزه امداد يکي از بهترينها و در حوزه مستند صاحب ايده است. با اين دانشجوي تربيتبدني دانشگاه ميعاد مهاباد، درباره فعاليتهايي که در سازمان جوانان داشته و مسيري که تاکنون پيموده گفتوگو کرده ايم.
چرا امدادگري را انتخاب کرديد؟
من از کودکي علاقه زيادي به مفيد بودن و مشارکت در فعاليتهاي امدادي داشتم و هر جا فرصتي براي کمک به دوستان و اطرافيان بود استفاده ميکردم. از طرفي کمک به ديگران در دين اسلام نيز تأکيد شده است. همه اين دلايل باعث شد به جمعيت ملحق شوم. کار در جمعيت علاوه بر آموزش و ايجاد دوستيهايي از جنس جمعيت، کمک ميکند تا به رشد و ارتقاي دروني خود بپردازم و درس ازخودگذشتگي را تمرين کنم.
مهمترين ويژگيهاي يک امدادگر از نظر شما چيست؟
امدادگر بايد صبور، مهربان، از خود گذشته، داراي معلومات اوليه امداد و نجات، باهوش، موقعيتسنج و ريزبين باشد. همه اين ويژگيها در کنار هم باعث ميشود يک امدادگر در عمليات امدادي موفق شود. وقتي من بهعنوان امدادگر وارد صحنه حادثه ميشوم بايد بتوانم از کمترين امکانات بيشترين بهرهرا بگيرم که اين نيازمند ذکاوت است. خونسردي ناجي باعث ميشود توانايي واکنش و سرعت عمل او بالا برود و اين خونسردي به مصدومي که هوشياري دارد نيز منتقل ميشود. امدادگر براي نجات مصدوم بايد قاطعيت داشته باشد و اين قاطعيت در برخورد با حادثه تنها به وسيله مهارت و تجربه بهدست ميآيد. وقتي يک امدادگر خود را موظف به حفظ جان خود و ديگران ميداند تمام تلاش خود را براي سلامت خود و کمک به مصدوم ميکند.
تاکنون در عملياتهاي امدادي حضور داشتهايد؟
بله، معمولاً در مانورها و عملياتهاي استان شرکت ميکنم. آخرين مانوري که در آن حضور داشتم، مانور زلزله بود که مستندي هم براي آن توليد کردم. در مسابقه امدادي رقابت مهر نيز تيم امدادرساني ما مقام اول را کسب کرد. اين مسابقات کتبي و عملي شامل بخشهاي اسکان اضطراري، کمکهاي اوليه، حمل مصدوم، ارزيابي صحنه حادثه، احياي قلب و آتلبندي اعضاي بدن بود که با هدف آمادگي نوجوانان و جوانان براي مديريت حوادث و به همت جمعيت هلالاحمر برگزار شد.
ورزش، توليد فيلم و امداد چه وجه يا وجوه تشابهي دارند؟
در هر حوزهاي که وارد شدم، سعي کردم انسان موفقي باشم و براي رسيدن به هدفم از هنر خود استفاده کنم. سال 96 در مجموعه راه و بيراه بهعنوان بازيگر انتخاب شدم، پس از آن اقدام به توليد فيلمهاي مستند کردم. بهعنوان مثال زماني که در هلالاحمر بودم سعي کردم بهترين امدادگر از نظر خودم باشم، وقتي به حوزه ورزش رفتم به همين صورت و اينک وارد حوزه ساخت مستند شدهام و تمام تلاش خود را براي بهترين بودن ميکنم. من از هنر مستندسازي کمک گرفتم تا به فرهنگسازي برخي اصول اعتقادي خود مثل صلح، ايثار، گذشت و فداکاري بپردازم. موضوعاتي که به آنها پرداختم همسو با موضوع امدادگري، آموزش و بايدها و نبايدهايي بود که براي داشتن يک جامعه بهتر بايد مورد توجه قرار گيرند.
تاکنون چه مستندهايي ساخته و در آنها به چه مسائلي پرداختهايد؟
مستند کودککار با هدف آموزش نگاهي مساوي به کودکان آسيب ديده و کمبضاعت است کهگاه والدين خوبي ندارند. اين مستند کودکي را به تصوير ميکشد که براي گذران امور زندگي کار ميکند و عابري که وقتي که از کنار او رد ميشود به او بياحترامي ميکند. اين مستند نگاه از بالا به پايين را نشان ميدهد، در روند اين فيلم شخص به اشتباه خود پي ميبرد و براي عذرخواهي پيش کودک باز ميگردد. از نظر من بهعنوان يک امدادگر همه انسانها از درجه و ارزش يکساني برخور دارند و تنها مقياس براي مقايسه انسانها ارزشهاي انساني آنها است که در فرهنگسازي آن تاکنون کوتاهي شده است.
يکي ديگر از دغدغههايم ورود تکنولوژيهاي نوين و دور شدن خانوادهها از يکديگر است که در اين باره با ساختن فيلمي کوتاه سعي کردم مضرات استفاده از گوشيهاي همراه را به مخاطب آموزش دهم و درخصوص نحوه استفاده صحيح از گوشي تلفن همراه و... فرهنگسازي کنم. زيرا تکنولوژيهاي جديد علاوه بر مضراتي که براي بنيان خانواده به وجود آورده، حس انسان دوستي و کمک به حوادث را نيز کاهش داده است. با ساخت اين مستند سعي کردم دنياي پوشالي را که فضاي مجازي و تلفنهاي همراه براي مخاطبان خود ساخته است به تصوير بکشم.
در دنياي امروز يکي از مهمترين عوامل فرهنگسازي، توليد فيلمها و مستندات است که ميتوانند به مخاطبان خاص خود موضوع مورد نظر را ارائه دهد. من نيز براي رسيدن به فرهنگسازي شعار سال، اقدام به توليد مستند ديگري براي حمايت از توليد ايراني کردم که در آن کارگران ايراني را به تصوير کشيدم که با ورود کالاهاي خارجي چه آسيبهاي جبرانناپذيري متوجه آنها شده است. اين مستند با نمايش برشي از زندگي اين کارگر، مخاطب را مجاب ميکند که از کالاهاي داخلي استفاده کند.
همه ساله در ايران و ساير کشورهاي زلزلهخيز جهان شاهد تکرار سناريوي زلزله هستيم؛ سناريويي تلخ که جز غم و اندوه چيزي ندارد. زلزله غيرقابل پيشگيري است ولي تلفات و صدمات آن قابل کنترل است. همه ساله مانورهاي سراسري زلزله و ايمني در مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشي برگزار ميشود. تلاش کردم اين فعاليت ها را براي آموزش مقابله با زلزله به تصوير بکشم. زيرا از نظر من هرچه آمادگي در زمان حوادث طبيعي بيشتر باشد، ميزان خسارت ها کمتر است. اين موضوع نيازمند آموزش و فرهنگسازي همه جانبه است و فيلم مهمترين ابزار براي اين کار است.
تاکنون در چه جشنوارههايي شرکت کردهايد؟
با توجه به اين موضوع که من يک سال است وارد حوزه مستندسازي شدهام، جزو مستندسازان انجمن جوانان هستم که مستندهاي کودککار در جشنواره فيلم اصفهان، حمايت از کالاي ايراني در جشنواره فيلمهاي 100 ثانيهاي، فرهنگ خشونت در جشنواره فيلم کوتاه تهران حضور پيدا کردند و ساخت مستند مانور زلزله براي سازمان جوانان مهاباد را در رزومه خود دارم.