داستان سفر پرخیر و برکت بانوی داوطلب فسایی در سیستان و بلوچستان
هنوز هم مثل 12 سال پیش که برای کمک به روستاییان محروم سیستانی، بار سفر بست و روستای پدریاش در فسا را ترک کرد، برای کمک به کودکان و زنان روستاهای محروم دلگان احساس مسئولیت میکند. «اعظم سبزیان» بانوی داوطلب هلالاحمری و حافظ کل قرآن کریم، سالهاست که زندگیاش را وقف آموزش قرآن به کودکان محروم روستایی کرده است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر به نقل از پیام هلال؛ او علاوه بر تربیت دهها حافظ کل قرآن کریم، به بسیاری از کودکان و زنان روستایی سواد خواندن و نوشتن یا داده و آنها را به مرحله روخوانی و حفظ قرآن رسانده است. در ادامه با این بانوی داوطلب درباره دغدغههایش از ترویج فرهنگ قرآنی، سوادآموزی و کمک به خانوادههای نیازمند روستاهای دلگان گفت وگو کردیم.
اولین داوطلب روستا
از همان سنین نوجوانی برای کودکان روستای پدریاش دغدغه داشت. بهانه آشناییاش با هلالاحمر هم دلنگرانیهایش برای اهالی روستا بود. «اعظم سبزیان» حافظ کل و مربی باسابقه قرآن کریم، وقتی هنوز نوجوانی کم سن و سال بود، به عنوان اولین بانوی روستای دستجه شهرستان فسا برای آموزش کمکهای اولیه و مباحث امدادی داوطلب شد تا کمکحال روستاییان شود. خودش از ماجرای آشناییاش با هلالاحمر و آموزش کمکهای اولیه به کودکان روستا میگوید:« اگرچه 15 سال پیش در روستای دستجه یک خانه بهداشت داشتیم اما آن مرکز شبها تعطیل بود و اگر مشکلی برای یکی از اهالی پیش میآمد کاری از دست کسی ساخته نبود. روستای ما تا شهرستان فسا فاصله زیای داشت؛ با این وجود تصمیم گرفتم برای یادگیری کمکهای اولیه و دورههای تزریقات و... به هلالاحمر فسا بروم تا کمکی برای اهالی روستا شوم. هر روز بیش از 5 کیلومتر پیادهروی میکردم تا در کلاسهای هلالاحمر فسا شرکت کنم. طولی نکشید که دورههای هلالاحمر را گذراندم و شبها که مرکز بهداشت تعطیل بود، اگر کسی نیاز به تزریق دارو داشت و یا اگر حادثهای برای کسی رخ میداد، سراغ من می آمدند.» سبزبان، نخستین حافظ کل قرآن روستای پدریاش بود و از همان روزها هم آموزش قرآن به کودکان روستا را شروع کرد.
خودش دراینباره میگوید:« وقتی موسسه قرآنی بیتالاحزان حضرت زهرا(س) در روستای ما شعبهای تاسیس کرد، اولین داوطلب شعبه بودم و در 20 سالگی هم به عنوان اولین بانوی روستا توانستم حافظ کل قرآن شوم. وقتی 14 جزء از قرآن را حفظ کردم، در دورههای تدریس قرآن شرکت کردم تا آموختههایم را به دختران روستا انتقال بدهم. آن روزها همزمان با یادگیری مباحث کمکهای اولیه در هلالاحمر و حفظ قرآن، دختران روستا را دور هم جمع میکردم و به 10 نفر از کودکان روستا روخوانی و حفظ قرآن آموزش میدادم.»
نهضتی که هنوز ادامه دارد
اما ماجرای زندگی بانوی دستجهای وقتی جالبتر میشود که بدانیم این بانوی دلسوز، برای آموزش قرآن و سوادآموزی به کودکان روستاهای محروم سیستان و بلوچستان، ترک دیار کرده و در 20 سالگی عازم شهرستان دلگان استان سیستان و بلوچستان میشود. اکنون که 12 سال از تصمیم بزرگ این بانوی داوطلب میگذرد، او توانسته صدها کودک روستایی را در مناطق محروم دلگان با قرآن آشنا کند.
خودش دراینباره میگوید:« وقتی تصمیم گرفتم برای آموزش قرآن به دلگان بروم 20 ساله بودم. پدر و مادرم مخالف بودند اما وقتی از هدفم برای آموزش قرآن و سوادآموزی به کودکان محروم باخبر شدند، رضایت دادند. موسسه قرآنی بیتالاحزان حضرت زهرا(س) شعبهای در دلگان تاسیس کرده بود و نیاز به مربی قرآن داشت. پس از 3 سال توانستم 10 حافظ کل قرآن تربیت کنم. بعد از آن بود که به فکر گسترش موسسه قرآنی افتادم و از همان حافظانی که تربیت کرده بودم برای ترویج آموزههای قرآنی استفاده کردم. حالا در روستاهای اطراف دلگان 20 شعبه داریم و در هر شعبه هم مربیان قرآن، کودکان محروم روستایی را با آموزههای قرآن آشنا میکنند. با کمک مربیان جوان در 12 سال اخیر توانستیم بیش از هزار دانشآموز قرآنی تربیت کرده و 50 حافظ کل قرآن کریم تحویل جامعه قرآنی کشور بدهیم.»
سبزیان که اکنون مدیریت شعبه موسسه قرآنی بیتالاحزان در شهرستان دلگان را برعهده دارد، از سوادآموزی به کودکان و زنان روستایی میگوید:« وقتی وارد دلگان شدم، بیش از هرچیز نرخ بالای بیسوادی در روستاهای دلگان توجهم را جلب کرد. اما همین مشکل و پیامدهای ناشی از آن بود که من را برای سوادآموزی به کودکان و زنان روستایی مصمم کرد. اگرچه هنوز هم بیشتر شعبهها و مدارس ما به شکل کپر سنتی است اما با همین امکانات کم بیش از 200 نفر را باسواد کردیم و از میان همین گروه هم اکنون چند نفری حافظ کل قرآن کریم شدهاند.»
به کمک خیران دلگرمیم
بانوی داوطلب فسایی که حالا زندگیاش با سیستان و بلوچستان و مردمان خونگرمش گره خورده است، برای رفع محرومیت خانوادههای محروم روستاهای دلگان هم دغدغه دارد. او مثل همان روزها که برای آموزش قرآن به کودکان محروم سیستان بار سفر بست و رنج زندگی در غربت را تحمل کرد، برای تامین معیشت افراد نیازمند، کمر همت بسته است.
سبزیان از همکاری هلالاحمر شعبه دلگان، خیران و نیکوکاران شهر برای کمک به خانوارهای کمبضاعت میگوید:« مسئولان شعبه هلالاحمر دلگان باعث دلگرمی ما هستند. آنها هم در کنار دیگر خیران، بستههای غذایی برای خانوادههای نیازمندی که شناسایی کردهایم تهیه میکنند تا با حفظ آبروی آن خانوادهها در اختیارشان قرار بگیرد. با این وجود، خیرانی که من را به واسطه کلاسهای آموزش قرآن میشناسند، هر ماه مبلغی را در اختیارم قرار میدهند تا با توجه به نوع نیاز افراد، با تهیه سبدکالا، پوشاک و... به آنها کمک کنیم.» سبزیان با کمک خیران، 10 خانواده نیازمند را زیرپوشش قرار داده و با کمک نهادهایی مثل هلالاحمر، کمیته امداد امام خمینی(ره) و... نیز کمکحال دیگر خانوادههای نیازمند است.
سبزیان یکی از خاطره شیرین موفقیت یکی از قرآنآموزانش را اینطور برایمان تعریف میکند:« من قدردانی را از یک دختر نوجوان دلگانی یاد گرفتم. او پدرش را در کودکی از دست داده بود و مادرش با مشقت بسیار هزینههای تحصیل او را فراهم میکرد. او در کلاسهای قرآن آموزی حافظ کل قرآن شد و پس از آن هم به عنوان مربی مسئولیت آموزش به بچهها را برعهده گرفت. ما هر ماه مبلغ بسیار کمی به عنوان برکت کار به مربیان میدهیم. وقتی فهمیدم هر ماه همه درآمدش را به پاس زحمات بیدریغ مادرش، به او میدهد، از نتیجه سالها تلاشم در روستاهای محروم دلگان احساس رضایت کردم.»
از آموزش خیاطی تا ترویج فرهنگ بازیافت
اعظم سبزیان، برای کمک به خانوارهای نیازمند و توانمندسازی بانوان روستایی هم نقشههای بسیاری دارد. او در این سالها برای اشتغالزایی بانوان محروم روستاهای دلگان هم زحمات بسیاری کشیدهاست؛ از برگزاری کلاسهای آموزش خیاطی تا ترویج فرهنگ بازیافت در میان روستاییان. خودش دراینباره میگوید:« لباس محلی سیستان طرافداران و مشتریان زیادی دارد. در موسسه شرایطی فراهم کردم تا با حضور مربی خیاطی، بانوان روستایی که در کلاسهای آموزش قرآن شرکت میکردند را با نحوه دوخت این لباسها آشنا کنیم. خوشبختانه اکنون چند نفری از آن بانوان، در محیط خانه لباس سنتی دوخته و در بازارهای محلی میفروشند.»
سبزیان از ترویج فرهنگ بازیافت زباله در روستاهای دلگان میگوید:« در گذشته فرهنگ تفکیک و جمعآوری زباله در برخی محلهها جا نیافتاده بود. برای حل این مشکل ابتدا دستگاهی برای پرس زباله تهیه کردیم و در موسسه قرار دادیم. اهالی زبالهها را تفکیک میکردند و درآمد حاصل از تفکیک زباله هم برای آموزش قرآن و سوادآموزی به روستاییان صرف میشد. اگرچه اکنون یک سال است که بودجه نگهداری از آن دستگاه را نداریم اما فرهنگ تفکیک زباله میان اهالی جا افتاده است.»