logo

پنجشنبه 26 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/12/06 - 14:55
  • تعداد بازدید : 11
  • تعداد بازدیدکننده : 11
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

از تو، به یک اشاره...؛ ناشنوایان استان البرز برای نخستین بار با کمک‌های اولیه آشنا شدند

«از ما حمایت بیشتری کنید.» این جمله فصل مشترک تمام معلولان است، فارغ از هر مشکل و محدودیتی که دارند. موضوعی مهم که خیلی وقت‎ها نادیده گرفته می‌شود، اما اتفاق مبارکی افتاده و به همت یکی از مربیان امداد و نجات در استان البرز، برای اولین‌بار ناشنوایان این استان با مهارت‌های امدادی آشنا شده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از نشریه پیام هلال، ناشنوایانی که مانند سایر جامعه‌ معلولان شاید در بروز حوادث آسیب‌پذیرتر از سایر مردم باشند و حالا امکانی فراهم شده تا خودشان را محک بزنند. کسانی که می‌گویند با فراگیری این مهارت‌ها اعتماد به نفسشان بیشتر شده و مشتاق یادگیری دوره‌های پیشرفته‌تری هستند. البته تمام این کارها به همت لیلا خلوصیان انجام شده، یکی از مربیان کارکشته‌ استان البرز که در آموزش اصول و فنون امدادی به معلولان، انگیزه و همت بلندی دارد.


آرزو دارم مربی شوم

فرشته صفایی یکی از اعضای ناشنوای انجمن ناشنوایان استان البرز است. دختری 29 ساله که در رشته‌ نرم افزار کامپوتر درس خوانده و یکی از مشتاقان پر و پا قرص کلاس‌های کمک‌های اولیه است. فرشته را همه به سرزندگی می‌شناسند، به انگیزه‌ قوی او در آموختن و البته اراده‌ای‌ قوی که او را در این راه پیش می‌برد. می‌گوید: «انگیزه‌ام از حضور در این کلاس‌ها این بود که بتوانم به همنوعانم کمک کنم. یادگیری کمک‌های اولیه فرصت خوبی برایم بود تا یاد بگیرم در مواقع بحرانی چطور می‌شود عمل کرد. امکانی که تا الان تصوری از آن نداشتم و حالا فکر می‌کنم قدرتمندتر از قبلم.»

فرشته انگیزه‌ زیادی در آموزش سایر فنون مربوط به امدادرسانی دارد، تا جایی که می‌گوید: «کمک های اولیه را یاد گرفتم، حالا دلم می‌خواهد بیشتر آموزش ببینم تا در آینده علاوه بر اینکه زندگی خودم را اداره می‌کنم بتوانم به دیگران هم کمک کنم. این کلاس‌ها کمک کرد تا اعتماد به نفسم بیشتر شود و در جمع‌های مختلف حرف بیشتری برای گفتن داشته باشم. به‌قدری از این آموزش‌ها لذت بردم که آن را به اطرافیانم هم پیشنهاد می‌کنم. به‌خصوص به سایر دوستان ناشنوا و کم شنوا، معمولا در جامعه حمایت زیادی از ما نمی‌شود و فکر می‎کنم موقعیت‌های اینچنینی فرصت خوبی است تا هم از آن استفاده کنیم و هم به دیگران ثابت کنیم که در یادگیری و آموختن مهارت‌های تازه مشکلی نداریم.»

فرشته هم مانند دیگر همکلاسی‌هایش قدردان زحمات مربی‌شان است: «وقتی مربی ما خانوم خلوصیان در کلاس کارهای عملی انجام می‌دادند، واقعا لذت می‌بردم و انگیزه‌ام برای یادگیری بیشتر می‌شد و در عمل هم زودتر مهارت‌های عملی را یاد می‌گرفتم. فکر می‌کنم خیلی از همکلاسی‌های دیگرم هم با من هم‌نظر باشند.»


فرشته می‌گوید پیش از این کلاس‌ها تا حدی با هلال‌احمر آشنا بوده اما حالا فرصت مناسبی فراهم شده تا از نزدیک با جمعیت آشنا شود. می‌گوید: «دوست دارم این کلاس‌ها را تا دوره‌ پیشرفته ادامه دهم. حتی قصد دارم خودم مربی شوم دیگری مثل خودم این آموزش‌ها را ارائه دهم تا انگیزه‌ و انرژی آنها هم در زندگی بیشتر شود. به هر حال افرادی که معلولیت دارند، تا حدی در برابر حوادث آسیب‌پذیرترند و هر چقدر مهارت‌های اینچنینی را آموزش ببینند، به افراد توانمندتری تبدیل می‌شوند. دوست دارم همکاری‌ام را با هلال‌احمر بیشتر کنم، چون به لطف خانم خلوصیان با موضوعات مختلف مربوط به جمعیت بیشتر آشنا شدم و انگیزه‌ اولم این است که هرچه زودتر خودم بتوانم مربی امدادی شوم.»



اعتماد به نفسم بیشتر شده


زهرا وفایی‌نژاد یکی دیگر از اعضای ناشنوای کلاس‌های کمک‌های اولیه است. 46 ساله است و علاقه‌ زیادی در یادگیری مهارت‌های اینچنینی دارد. ضمن اینکه به واسطه‌ رشته‌ تحصیلی‌اش که تجربی بوده تا حدودی از پیش با این مباحث آشنا بوده است. فکر می‌کند یادگیری کمک‌های اولیه برای هر خانواده‌ای ضروری است. می‌گوید: «در هر خانواده حداقل لازم است یک نفر در این کلاس‌ها شرکت کنند تا خدای نکرده در هنگام بروز حادثه بتوانند از خطرهای پیش آمده و مرگ و میر جلوگیری کنند. حضور در این دوره خیلی خیلی موثر و مفید بود. اکثر ناشنواها قبل از حضور در این کلاس حتی ابتدایی‌ترین اقدامات را هم بلد نبودند، بیشتر هم به این دلیل که اصولا نادیده گرفته می‌شوند. ولی با حضور در این کلاس‌ها نه تنها مطالب زیادی یاد گرفتیم بلکه اعتماد به نفسمان هم زیاد شد و باور کردیم که اگر حمایت شویم، پیشرفت می‌کنیم.»

او از مهارت‌هایی که آموخته می‌گوید: «من وقتی برای امتحان بانداژها و cpr را تمرین می‌کردم، همسرم که شنواست نگاه می‌کرد و فکرش را هم نمی‌کرد که به این زودی همه چیز را یاد گرفته باشم. همین باعث شد که تشویق شوم و اعتماد به نفسم بالاتر برود. اگر باز هم دوره‌های آموزشی بگذارند، نه تنها به بقیه پیشنهاد می کنم در کلاس‌ها شرکت کنند بلکه خودم هم دوباره شرکت می‌کنم.»

او خواسته‌ای هم از جمعیت هلال‌احمر دارد: «من به‌عنوان یک ناشنوا و مادر دو فرزند ناشنوا از جمعیت هلال احمر که هدفش کوشش در جهت برقراری دوستی و حمایت از زندگی و سلامت انسانها بدون درنظر گرفتن هرگونه تبعیض است، تقاضا می‌کنم حمایت بیشتری از جامعه‌ معلولان و ناشنواها داشته باشد. متاسفانه در جامعه ما هیچ توجهی به ناشنواها نمی‌شود، معمولا از جریانات مختلف حذف می‌شویم و به دلیل ضعف و مشکلی که داریم، با محدودیت‌های زیادی به‌خصوص در زمینه اشتغال روبه‌رو هستیم. در صورتی که اگر در جامعه فرهنگ سازی شود، این دوره‌ها را می‌توان به برنامه‌های درسی بچه‌های ناشنوا اضافه کرد. بنابراین با جذب ناشنواها در امر آموزش و خدمت‌رسانی، امکان اشتغال آنها هم تا حدودی فراهم می‌شود. به امید چنین روزی.»



یک ناشنوا چطور با 112 تماس بگیرد؟


حمید قهرمانی کم‌شنواست و مدیرعامل افتخاری انجمن ناشنوایان است. می‌گوید چند وقت پیش به هلال‌احمر نامه زده بودند تا دوره‌های کمک‌های اولیه را برای انجمن ناشنوایان برگزار کند، اما خبری نشده بود. تا اینکه خانم خلوصیان خودشان پیش‌دستی می‌کنند. می‌گوید: «بچه‌ها خیلی از این کلاس استقبال کردند، خودمان فکرش را هم نمی‌کردیم که تا این اندازه پیشرفت کنیم. حالا همه‌ ما فکر می‌کنیم که در مواقع بحرانی به جای ترسیدن نه تنها از پس خودمان برمی‌آییم، بلکه می‌توانیم به دیگران هم کمک کنیم. البته بچه‌های ناشنوا همچنان یک مشکل هم دارند؛ اینکه اگر با اتفاق ناگواری روبه‎رو شوند، نمی‌توانند با اورژانس یا هلال احمر تماس بگیرند، آن هم برای اینکه نمی‌توانند صحبت کنند. همین هم آنها را دچار مشکل کرده است. کاش این مشکل هم به زودی حل شود.»

می‎گوید: «بچه‌های ناشنوا اشتیاق زیادی برای یادگیری دارند، تا قبل از این ما بعضی چیزها را فقط در تلویزیون دیده بودیم و حالا بچه‌ها دوست دارند دوره‌های دیگری هم برایشان برگزار شود. البته هرکار تازه‌ای سختی‌های خودش را دارد، از کوه هم که بخواهی بالا بروی، باید هی بایستی و نفس بگیری. اما به هرحال هیچ کاری برای ما نشد، ندارد!»



امداد با زبان ایما و اشاره


لیلا خلوصیان متولد سال 1349 شیراز است. از سال 87 وارد دوره‌‌ کمک‌های امدادی شده، سال‌هاست مربی است و البته از آن مربی‌های خلاق و جامع‎الاطراف است. کسی که حواسش به سکوت آدم‌های دور و برش هست و نگاه تیزبین آنها را دنبال می‌کند. خستگی ناپذیر است و مدت‌هاست برای آموزش افراد ناشنوا دوندگی می‌کند. لیلا خلوصیان می‌گوید: «ماجرا از وقتی شروع شد که من شاگردی کم‌شنوا داشتم، مادرش سر کلاس‌های من می‌آمد، همه چیز را می‌نوشت تا بعد دوباره با زبان اشاره به فرزندش توضیح دهد، حس کردم این مادر چه زحمتی برای یادگیری بچه‌اش می‌کشد. فکر کردم اصلا چرا نباید برای ناشنوایان دوره برگزار کنم؟ ضمن اینکه متوجه شدم پدر و مادر دو نفر از شاگردهایم هم ناشنوا هستند. آنها زبان ایما و اشاره را بلد بودند. برای همین تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم و آنها به عنوان رابط من با ناشنوایان، در انتقال مفاهیم به آنها کمک کنند.»

خلوصیان از دوندگی‌هایی که کرده می‌گوید: «چند ماهی در بهزیستی و آموزش و پرورش دوندگی کردم تا بتوانم برای این بچه‌ها کاری انجام دهم. تا اینکه چند وقت پیش آموزش و پرورش درخواست کرد در مدرسه‌ افراد کم‌توان ذهنی مانور زلزله برگزار کنم. این دوره برای اولین بار برای افراد کم‌توان ذهنی برگزار شد و اعتماد به نفس بچه‌ها خیلی بالا رفت. البته مجبور بودم مفاهیم را خیلی ساده‌تر برای آنها توضیح دهم. همان‌زمان با معاونت آموزش و پژوهش جمعیت در استان صحبت کردم تا بتوانم برای دوستان ناشنوا دوره‌ای به صورت رایگان برگزار کنم که خوشبختانه آقای دکتر عنایت هم همکاری کردند.»

او از تجربه حضورش در کلاس ناشنوایان می‌گوید: «باید زمان بیشتری برای آنها گذاشته شود. برای دوستان عادی دوره‌ کلاس‌های کمک‌های اولیه 22 ساعته است، اما من برای ناشنوایان حدود 40 ساعت زمان گذاشتم. روزهای اول رابط داشتم، اما بعد به این نتیجه رسیدم که خود مربی باید زبان ایما و اشاره بلد باشد. بنابراین تا حدی در این زمینه پیشرفت کردم و البته که مجبور شدم از خودشان هم کمک بگیرم. در مواقعی که به کمک احتیاج داشتم خودشان با من همکاری می‌کردند و آنها که نیمه شنوا بودند، رابط کلاس می‌شدند. خیلی از مفاهیم را هم می‌نوشتم پای تابلو. در حین کار متوجه شدم آنها اصلا خیلی از کلمات را نمی‌شناسند. مثلا کلمه‌ «مصدوم» را باید معادل‌سازی می‌کردم تا متوجه شوند. با کلماتی که برای آنها آشناتر بود؛ مانند کسی که دچار آسیب شده است.»

او به ایده‌هایی که دارد اشاره می‌کند: «فکر می‌کنم اولین نیاز ما داشتن مربیانی از هلال‌احمر است که با زبان ایما و اشاره آشنا باشند. البته این کار نیاز به تحمل بالایی دارد، همچنین باید از خود ناشنوایان هم کمک بگیریم. من طرحی دادم که روی خود ناشنوایان سرمایه‌گذاری کنیم تا با آموزش‌هایی که فرا می‌گیرند خودشان مربیانی برای افراد شبیه به خودشان شوند. در دره‌ قبل، 20 نفر سر کلاس‌هایم شرکت کردند و تبلیغی شد تا خیلی‌ها مشتاق شوند‌ دوباره در این کلاس‌ها به صورت رایگان ثبت نام کنند. فعلا تمرکزم روی ناشنوایان است و بعدش انشاالله به سراغ نابینایان می‌روم. البته من به حمایت نیاز دارم. همچنین نیاز است که برای این بچه‌ها فیلم‌های آموزشی ساخته شود. تمام مطالب به صورت پاورپوینت دربیاید و تمام مفاهیم خیلی ساده‌تر ارائه شود. امیدوارم بتوانیم این طرح را در استان‌های دیگر هم اجرایی کنیم.»


  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 54115
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب