امروز سه شنبه  ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

او هم یک نسل زِدی بود

امیرعلی لطیفی، فقط یک نام در میان خبرها نبود؛جوانی از همین نسل، با رویاهایی شبیه خیلی از بچه‌های امروز. روایتی که در صفحه «شورای اطلاع‌رسانی نسل‌زد» روزنامه اعتماد منتشر شده، یادآوری می‌کند پشت هر حادثه، یک زندگی واقعی، یک خانواده و یک دنیای ناتمام وجود دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ بعضی آدم‌ها سن‌شان کم است، اما ردّی که در دل دیگران می‌گذارند، بزرگ‌تر از عدد سال‌های عمرشان است. امیرعلی لطیفی یکی از همان‌ها بود؛ جوانی متولد ۱۳۸۳، از شهر رشت، از همان نسلی که به آن می‌گویند «نسل زد». نسلی که معمولا با سرعت، تکنولوژی و دنیای مجازی شناخته می‌شود، اما امیرعلی لطیفی نشان داد پشت این ظاهر مدرن، می‌شود دلی داشت که برای آدم‌ها بتپد.


او امدادگر داوطلب جمعیت هلال‌احمر بود. داوطلب بودن یعنی انتخاب کردنِ کمک؛ یعنی کسی بدون اجبار اداری و بدون چشمداشت مالی، وقت و انرژی‌اش را می‌گذارد تا شاید جان یک انسان نجات پیدا کند. کسانی که او را می‌شناختند، می‌گویند از همان نوجوانی روحیه کمک کردن داشت. دوره‌های امدادی را جدی دنبال می‌کرد و هر وقت نامش برای ماموریتی ثبت می‌شد، با حس مسوولیت حاضر می‌شد.  در روزهای پرتنش اخیر، وقتی خیابان‌ها حال و هوای عادی نداشت، امیرعلی باز هم در نقش امدادگر در صحنه حاضر شد. نه برای درگیری، او رفته بود تا کمک کند جان آدم‌ها حفظ شود.

مسوولیتش در آن لحظات، باز کردن مسیر برای عبور خودروی امدادی بود؛ کاری که شاید ساده به نظر برسد، اما در آن شرایط بحرانی، تعیین‌کننده بود.  در ازدحام و شلوغی، هر ثانیه‌ای که آمبولانس زودتر به مصدوم برسد، یک شانس بیشتر برای زنده ماندن است. امیرعلی دقیقا همان‌جا ایستاده بود؛ جایی بین اضطراب مردم و امید رسیدن کمک. او دنبال قهرمان شدن نبود، دنبال نجات بود.  دوستان و همکارانش می‌گویند روحیه‌اش همیشه آرام و مسوولانه بود. از آن آدم‌هایی که اگر کاری از دستش برمی‌آمد، منتظر نمی‌ماند کسی از او بخواهد. شاید کم‌حرف بود، اما در عمل همیشه حاضر. در ماموریت‌ها بیشتر از آنکه حرف بزند، کار می‌کرد. بلد بود در شرایط سخت تمرکز کند و کاری را انجام دهد که واقعا لازم است.


شهادت امیرعلی لطیفی، داغی سنگین برای خانواده‌اش، برای دوستانش و برای جامعه امدادی است؛ اما در عین حال، یادآور یک حقیقت مهم هم هست: این سرزمین هنوز جوان‌هایی دارد که بی‌تفاوت نیستند. جوان‌هایی که با وجود همه تفاوت‌های نسلی، هنوز وقتی پای جان انسان درمیان باشد، مسوولیت را جدی می‌گیرند. امیرعلی یکی از همان‌ها بود؛ یک «نسل زدی» که معنای همدلی را نه در حرف که در عمل نشان داد. وطن‌دوستی همیشه در جمله‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود. گاهی در یک انتخاب ساده خودش را نشان می‌دهد؛ اینکه به جای بی‌تفاوت گذشتن از کنار درد دیگران، بایستی و کاری انجام بدهی. امیرعلی کشورش را از مسیر دوست داشتن مردمش دوست داشت. برای او مهم نبود چه کسی چه فکر می‌کند یا چه سلیقه‌ای دارد. وقتی کسی زخمی می‌شد، فقط یک چیز اهمیت داشت: او یک انسان است و باید زنده بماند.


تصویری که از امیرعلی در ذهن خیلی‌ها مانده، تصویر یک جوان با لباس امداد است که وسط شلوغی ایستاده تا راه عبور آمبولانس باز بماند. تصویری ساده، بی‌ادعا، اما عمیق. این تصویر، تعریف تازه‌ای از قهرمانی به ما می‌دهد؛ قهرمانی که در نجات جان دیگران معنا پیدا می‌کند.


مرگ او، فقط پایان یک زندگی کوتاه نبود؛ یادآوری این بود که مسوولیت‌پذیری سن و سال نمی‌شناسد. متولد ۸۳ بودن، مانع از این نشد که به اندازه یک انسان کامل و مسوول تصمیم بگیرد. او می‌توانست مثل خیلی از هم‌سن‌وسال‌هایش درگیر روزمرّگی‌های معمول باشد، اما مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ مسیری که به کمک کردن ختم می‌شد.


حالا نام امیرعلی لطیفی برای خیلی‌ها با واژه «امدادگر» گره خورده است؛ جوانی از رشت که برای نجات جان هموطنانش قدم جلو گذاشت و دیگر برنگشت. اندوه رفتنش سنگین است، اما یادش می‌تواند الهام‌بخش باشد؛ الهام‌بخش اینکه هر کدام از ما، در هر سن و جایگاهی، می‌توانیم سهمی در کم کردن درد دیگران داشته باشیم. شاید بهترین راه زنده نگه داشتن یاد او همین باشد؛ اینکه از کنار رنج آدم‌ها ساده عبور نکنیم. اینکه اگر می‌توانیم راهی باز کنیم برای یک آمبولانس، برای یک مشکل، برای یک دل شکسته دریغ نکنیم. امیرعلی از نسل زد بود، اما نشان داد عشق به مردم وطن مرز نسلی نمی‌شناسد.

منبع : روزنامه اعتماد

به قلم محمدرضا جهان‌بخش
نماینده نسل‌زد هلال‌احمر در شورای اطلاع‌رسانی دولت

0
/
۱۴۰۴/۱۱/۱۳- ۲۱:۰۲
/
متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است
لینک کوتاه