امروز دوشنبه  ۲۴ فروردين ۱۴۰۵
سرویس:اخبار ستادی
تاریخ خبر : دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۵- ۲۰:۰۶
روزهای نجات، شب های همدلی؛ قصه امدادگرانی که پای ایران ماندند
در میانه دود و آوار جنگی که ناعادلانه به کشور ما تحمیل شد، امدادگران و داوطلبان جمعیت هلال‌احمر نه تنها خالصانه به دل خطر زدند، بلکه با دل‌هایی پر از اندوه و امید، همزمان نقش امدادگر، همدل و حتی پشتیبان اجتماعی را ایفا کردند؛ روایت‌هایی که از دل میدان انفجارهای دشمن و شب و روزهای نبرد با دشمن بیرون آمده، تصویری فراتر از یک عملیات امدادی صرف را نشان می‌دهد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، همه و همه با انگیزهٔ یکسان، در بحران جنگ پای کار بودند. دهه هفتادی‌‌ و هشتادی‌ها، با شور و حرارتی وصف ‌ناپذیر ، پرچم‌ داران نهضت جهانی صلیب سرخ و هلال احمر شدند. پهنه‌های شهرهایی که درگیر بمباران بودند، بیشتر به اماکن متبرکه شبیه بود؛ از آرایشگری که داوطلبانه موی جنگ‌ زده‌ای را ترمیم کرد، تا آشپزی که با عشق، غذای گرم را برای جنگ زدگان و فقرا مهیا ساخت، همه و همه، در کنار وظیفهٔ خطیر اعزام و مدیریت امدادگر و نجاتگر به مناطق موشک‌ باران شده، روح همدلی را بازآفرینی کردند. «تصاویری که دیدم به‌قدری سخت است که حتی برای خانواده خودم هم نمی‌توانم بازگو کنم. یکی از سخت‌ترین تصاویری که دیدم پیکر کسی بود که فقط بخش‌هایی از بدنش پیدا شد؛ فکر کردم خانواده با چه چیزی باید وداع کند و چه را به خاک بسپارد» این عبارت ها، تنها برگی از روایت امدادگرانی است که شاهد عینی سخت ترین صحنه‌ها بودند. در جریان جنگ سوم تحمیلی که تقریبا 40 روز ادامه داشت، نام «امدادگر» بیش از هر زمان دیگری با مفهوم ایثار گره خورد. گزارش‌ها و روایت ها نشان می‌دهد این نیروها نه‌تنها در خط مقدم نجات جان انسان‌ها حضور داشتند، بلکه در لایه‌های مختلف اجتماعی نیز فعال بودند. بر اساس آمار رسمی، امدادگران هلال‌احمر در عملیات‌های جست‌وجو و نجات بیش از ۱۷۰۰ عملیات نجات فنی داشتند و تنها در تهران بیشتر از ۹۶۰ نفر را زنده از زیر آوار نجات دادند. آماری که در دل خود، روایت ده‌ها شب بی‌خوابی و حضور مستمر در مناطق پرخطر را پنهان کرده است. اما این تنها بخشی از ماجراست. امداد در روز، همدلی در شبگزارش‌های میدانی از فعالیت داوطلبان و امدادگران هلال احمر نشان می‌دهد بسیاری از نیروهای هلال‌احمر، پس از ساعت‌ها کار در عملیات امداد، شب‌ها نیز در قالب تجمعات مردمی یا پویش‌های حمایتی، در کنار مردم حضور داشتند. این حضور، بیش از آنکه سیاسی باشد، تلاشی برای حفظ روحیه اجتماعی و همبستگی در شرایط جنگی توصیف شده است.در کنار آن، هلال‌احمر با راه‌اندازی پویش‌های مردمی و مشارکت با خیرین، نقش واسط میان کمک‌های مردمی و نیازمندان را ایفا کرد؛ از جمع‌آوری اقلام ضروری تا توزیع گسترده مواد غذایی و دارویی در مناطق آسیب‌دیده. جمله‌های ساده انرژی عجیبی به ما می‌دادبا وجود همه خطرات و خستگی‌ها، آنچه به امدادگران انرژی می‌دهد، همراهی و قدردانی مردم بوده است؛ یکی از امدادگرانی که هفته‌ها در تهران پای کار امداد و نجات نقاط مورد اصابت بود، می‌گوید: «چیزی که واقعاً به ما نیرو می‌داد، محبت مردم بود. خیلی‌ها وقتی ما را در لباس امدادی می‌دیدند جلو می‌آمدند و خسته نباشید می‌گفتند. بعضی‌ها برایمان غذا می‌آوردند. یادم هست یک لقمه آورده بودند که رویش نوشته بودند “خداقوت قهرمان ایران”. همین جمله‌های ساده انرژی عجیبی به ما می‌داد. مردم وقتی ما را می‌دیدند با احترام و مهربانی صحبت می‌کردند. همین باعث می‌شد خستگی از تنمان بیرون برود.» امدادگرانی که خود داغدار بودند اما صحنه را ترک نکردندواقعیت تلخ جنگ آنجاست که برخی از همین امدادگران، خود در شمار آسیب‌دیدگان یا داغ دیدگان بودند. گزارش‌ها حاکی از مجروح شدن و حتی شهادت تعدادی از نیروهای امدادی در حین انجام مأموریت است. در برخی روایت‌ها آمده است که امدادگرانی با وجود از دست دادن اعضای خانواده، همچنان در میدان باقی ماندند؛ تصمیمی‌که بیش از هر چیز، به حس مسئولیت انسانی و تعهد حرفه‌ای آن‌ها نسبت داده می‌شود. عضو داوطلب هلال احمر که 8 عضو خانواده اش در حملات دشمن به شهادت رسید، خطاب به رئیس جمعیت هلال احمر گفت این جنگ ملت ایران را از پا نمی اندازد. روایت امدادگران هلال‌احمر در این جنگ، فقط روایت نجات نیست؛ روایت ایستادن در میانه تضادهاست: میان سوگ و مسئولیت، میان خطر و امید. آن‌ها در روز، زیر آوار جان نجات دادند و در شب، در کنار مردم ایستادند؛ و شاید همین دوگانه، تصویر واقعی‌تری از «امداد» در این جنگ باشد./ راضیه زرگری
© 2022 - info@rcs.ir