حمیدرضا بالارستاقی که 14 سال است در هلالاحمر فعالیت دارد، با شروع «جنگ رمضان» پلاک به گردن بست، وصیتنامهاش را سپرد و راهی تهران شد؛ شهری که در میان آوار و دود، چشم به دستان نجاتگران داشت. از اولین مأموریت در ساعت دو بعدازظهر تا آخرین روز از چهل روز حضور، او روایتگر لحظههایی شد که اشک، ایمان، دلتنگی مادر و حس مسئولیت در هم گره خوردند.