logo

دوشنبه 20 مهر 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/12/15 - 19:19
  • تعداد بازدید : 3
  • تعداد بازدیدکننده : 3
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

چشم به راهیم که تو بیایی

بانوان خیر هلال‌احمر ٥٠٠ دانش‌آموز را در محروم‌ترین روستاهای چهارمحال و بختیاری تحت پوشش دارند.

 بانوان خیر هلال‌احمر ٥٠٠ دانش‌آموز را در محروم‌ترین روستاهای چهارمحال و بختیاری تحت پوشش دارند.


علی جواهری | هوا ابری و کمی سرد است؛ دخترک با عجله برای رفتن به مدرسه حاضر می‌شود. باچشمانی معصوم تمام مسیر را تا مدرسه دنبال تکه چوبی می‌گردد. نزدیک مدرسه شده اما از بخت بد هنوز چوبی پیدا نکرده. شرط تشکیل کلاس پیدا کردن تک چوبی است که دانش‌آموزان در مسیر آمدن به مدرسه باید پیدا کنند. چون در کلاس کانکسی باید با چوب‌ها آتشی به پا کنند تا در گرمایش درس بخوانند. دخترک مستأصل از پیدا کردن حتی یک تکه کوچک، روی سکوی خانه‌ای می‌نشیند. در حالی که نگرانی از پیدا نکردن چوب از نگاه مهربانش می‌ریزد به این طرف و آن طرف نگاه می‌کند. تا اینکه چشمش به تکه چوبی دوخته می‌شود و شادمان گل از گلش می‌شکافد. چوب را با دستان کوچکش برمی‌دارد و همچون غزالی تیز پا تمام مسیر کوهپایه‌ای را به طرف کلاس می‌دود. به موقع به مدرسه می‌رسد. تک تک دانش‌آموزان که می‌آیند معلم با چوبی‌هایی که بچه‌ها آورده‌اند آتش را در اجاق هیزمی روشن می‌کند. درحالی که دود آتش فضا را پر می‌کند کلاس شروع می‌شود. سکوت کلاس را صدای سرفه‌های مکرر چند دانش‌آموزان و رعد و برق مهیبی می‌شکند. ابرهای تیره آسمان را پر می‌کنند و باران می‌بارد. آب باران از سقف فلزی وارد کلاس می‌شود و موکت کف کلاس را خیس می‌کند. دانش‌آموز مجبورند درس را ایستاده دنبال کنند. آتش اجاق هم خاموش می‌شود. بچه‌ها از سرما به خود می‌لرزند و بی‌صبرانه منتظرند درس شروع نشده‌شان تمام شود. اما فرشتگان امید با لباس سرخ در راه هستند تا با دستانی مهربان یاری‌شان کنند. «پروین» و «اشرف احمدی» خیّران هلال‌احمر استان چهارمحال و بختیاری هستند که برای حمایت از دانش‌آموزان مناطق محروم به نقاط دور افتاده استان می‌روند. آنها ٥٠٠ دانش‌آموز را تحت پوشش حمایت‌هایشان قرار داده‌اند.


وقتی کارمان روز به روز گسترده‌تر شد


مدام درباره کودکانی صحبت می‌کند که در اوج محرومیت درس می‌خوانند و با سختی زندگی‌شان می‌گذرد. اما بغض گلویش لحظه‌ای امانش نمی‌دهد و گریه‌اش مانع صحبت کردن می‌شود. پروین احمدی، خیر هلال‌احمری مدت کمی است که در جمعیت فعالیت می‌کند. اما آوازه نام او و اشرف خانم، نوه عمویش به فراخور فعالیت‌های عام‌المنفعه‌شان در تمام شهر کوهرنگ پیچیده است. پروین خانم درباره فعالیت‌های گروه دونفره‌شان که همراه با داوطلبان انجام می‌دهند می‌گوید: «برای انجام کار خیر فقط یک انگیزه لازم است. سال‌ها پیش با دیدن محرومیت‌های دانش‌آموزان کارمان را شروع کردیم. آن زمان تصمیم گرفتیم به اندازه خودمان شرایط مناسبی را برای تحصیل بچه‌های محروم فراهم کنیم. در آغاز کار با هزینه خودمان پیش رفتیم. اما همیشه کار خیر روز به روز توسعه پیدا می‌کند. فعالیتمان را ادامه دادیم تا اینکه اعضای خانواده هم به ما، کمک و بعد از آنها سایر اقوام هم کمک‌رسانی کردند.»


یک دست صدا ندارد


بعضی روستاها صعب‌العبور هستند و اهالی مجبورند پیاده یا با اسب و قاطر به آنجا بروند. پروین خانم حمایت‌های هلال‌احمر را در زمینه کمک به مناطق محروم مؤثر می‌داند و می‌گوید: «انصافاً در هر زمینه‌ای که خواستیم هلال‌احمر کمکمان کرده است. اما یک دست صدا ندارد. باید دیگر ارگان‌ها هم پای کار بیایند. از مسئولان ارشد هلال‌احمر تقاضا می‌کنم به وضع این روستاها رسیدگی ویژه‌ای کنند. تلاشم این است از هر فرصتی برای کمک به این افراد استفاده کنم. بیش از ٢٠٠روستا به‌صورت پراکنده در بدترین شرایط بهداشتی و آموزشی زندگی می‌کنند که نیازمند توجه مسئولان هستند.


مدیرعامل هلال‌احمر استان چهارمحال و بختیاری برای برطرف کردن نیازهای این روستاها تلاش می‌کند ولی مشکلات این روستاها نیازمند حمایت‌های بیشتر است.»


اشرف احمدی، نوه عموی پروین خانم می‌گوید: «هر بار که کمک‌ها را می‌بریم و برمی‌گردیم انگیزه‌مان برای ادامه دادن راهمان بیشتر می‌شود. این کمک‌ها با همکاری اقوام و خیرانی که دوستانمان هستند جمع می‌شود. تاکنون ٥٠٠دانش‌آموز را تحت حمایت گرفته‌ایم که تعدادشان را بیشتر خواهیم کرد.»


او صحنه تلخی را برایمان شرح می‌دهد: «در زمستان کودکان این محدوده با دمپایی پلاستیکی به مدرسه می‌روند. اوایل دیدن این صحنه‌ها برایمان خیلی سخت و دردآور بود. اما حالا با اینکه خیلی وقت‌ها از شدت ناراحتی ساعت‌ها با هم صحبت می‌کنیم و بی‌تاب هستیم ولی تصمیم گرفته‌ایم کارمان را ادامه دهیم تا جایی که تمام این محرومیت از بین برود. شاید آرمان بزرگی به نظر آید اما همه کارها با تلاش به سرانجام می‌رسد.»


مسیر کارمان تغییر کرد


این داوطلب خیر هلال‌احمری از گشایش در این‌گونه کارها برایمان می‌گوید؛ اینکه در سخت‌ترین شرایط اتفاقاتی شبیه معجزه رخ می‌دهد و همه چیز روبه راه می‌شود: «اصلیت ما برای چهارمحال و بختیاری است ولی فعالیتمان را از استان اصفهان شروع کردیم. چون سال‌هاست در آنجا زندگی می‌کنیم. آن زمان فکر می‌کردیم کار بزرگی انجام می‌دهیم. وقتی به چهارمحال و بختیاری آمدیم با یکی از دوستانمان درباره فعالیت‌هایمان صحبت کردیم. او از ما خواست در استان چهارمحال و بختیاری هم کار کنیم و‌ترتیبی داد با بخشدار شهرستان کوهرنگ در این‌باره صحبت کنیم. وقتی با بخشدار صحبت کردیم از ما خواست به دیدن روستاهای محروم برویم. هیچ‌وقت از یادم نمی‌روم بعد از اینکه با هزار گرفتاری خودمان را به روستا رساندیم صحنه‌هایی دیدیم که برایمان باورنکردنی بود. حدود ٢٠ دانش‌آموز در کانکسی که چندان درست و حسابی نبود درس می‌خوانند. همه چیز دست به دست هم داده بود تا به ما ثابت شود کارهایی که انجام می‌دادیم چیز خاصی نبوده است. به یک باره باران شدیدی گرفت و از سقف فلزی کانکس آب، سراریزی و کلاس تعطیل شد. بعد از این تصمیم گرفتیم فعالیتمان را از اصفهان به چهارمحال و بختیاری منتقل کنیم. بخشدار ما را به هلال‌احمر معرفی کرد. از آن زمان عضو جمعیت شدیم. این شد که مسیر کارمان تغییر کرد.»


محرومیت از تحصیل


 اشرف خانم هلال‌احمر را مقدس‌ترین ارگان بشردوست می‌داند و می‌گوید: «تاکنون اگر کمک‌های هلال‌احمر نبود چند بار قید این کار را می‌زدیم. چون این همه کار در توان ٢زن نیست. گاهی وقت‌ها آنقدر شرایط برای رفتن به بعضی مناطق سخت است که فقط با بالگرد می‌توانیم کمک‌ها را ببریم. یکبار با خودروی هلال‌احمر در برف‌گیر کردیم. شب بود و چشم چشم را نمی‌دید. هر‌کاری کردیم خودرو از جایش تکان نخورد. گرگ و خرس خودروی ما را محاصره کردند. حتی تلفن همراه هم آنتن نمی‌داد. سوخت‌ خودرو در حال تمام شدن بود. تا اینکه تلاش یکی از امدادگران برای تماس با گروه امداد نتیجه داد و یک بلدوزر برای نجاتمان فرستادند.»


روستاییان در ٢٢٠روستای این منطقه شرایط سختی برای زندگی دارند. اشرف خانم می‌گوید: «اکثر این روستاها به‌صورت پراکنده هستند که با ساخت مدرسه در مرکزشان مسائل زیادی حل می‌شود. این مدرسه باید حتماً خوابگاه هم داشته باشد. چون در زمستان برف سنگینی در منطقه می‌بارد و در این‌گونه موارد دانش‌آموزان می‌توانند در خوابگاه بمانند. البته ساخت مدارس بزرگ و هزینه زیاد در این محدوده لازم نیست. جمعیت این روستاها کم است. فقط باید کسی همت کند و‌کاری انجام دهد. البته جدا از حمایت دانش‌آموزان در تلاش هستیم این کار را انجام دهیم. ولی هنوز به نتیجه نرسیده‌ایم. وسعت کار زیاد است. اگر مسئولان وارد کار شوند در کوتاه‌ترین زمان این موضوع حل می‌شود.»

  • گروه خبری : آرشیو
  • کد خبر : 39895
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب