پزشک داوطلب هلالاحمر، فرشته نجات تصادف مرگبار
در جاده پرپیچ و خم کوهدشت به چگنی حادثهای رخ داد که میتوانست به فاجعهای تلخ تبدیل شود، اما درست در همان لحظه که امید در حال رنگ باختن بود، دستی از جنس ایثار و فداکاری از آستین هلالاحمر بیرون آمد و نجاتبخش شد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر؛ فرزاد اسکندری، پزشک داوطلب جمعیت هلالاحمر و رئیس هیات مدیره جمعیت هلالاحمر استان لرستان را دیگر همه میشناسند؛ او سابقه طولانی دارد در داوطلبی و خدمت، 30 از عمرش را در جمعیت هلالاحمر داوطلبی کرده است. روز 28 بهمنماه، زندگی برای او، آزمون سختی، درنظر گرفته بود، آزمونی از جنس خدمت و داوطلبی.
28 بهمنماه، مانند روزهای دیگر، شروع شده بود، اسکندری مانند همیشه، به تقویم روزانهاش نگاه کرد، باید خود را به جلسه ماهیانه هیات مدیره که در ساختمان جمعیت هلالاحمر استان لرستان برگزار میشد، برساند. اسکندری شال و کلاه کرد و راهی شروعی نو شد. در مسیر اما اتفاقی افتاده بود؛ او از دور دید، دود آسمان را پر کرده بود، کمی که جلوتر رفت، خودروی تیبا را دید. درست در محور چگنی به کوهدشت، خودروی سفیدرنگ، واژگون شده بود. صدای تنها سرنشین خودرو، در گوش پزشک داوطلب پیچید، سرنشین خودرو در میان آهنپارهها گرفتار شده بود.
اسکندری حتی لحظهای هم درنگ نکرد؛ با تمام توان، بیهیچ تجهیزات حرفهای، بیهیچ مکثی، به سوی مصدوم شتافت. علائم اولیه را بررسی کرد و با احتیاط، برای بند آمدن خون، اقدامات اولیه را انجام داد. دستان اسکندری همان دستانی بود که سالها جان انسانها را نجات داده بود، این بار نیز معجزه آفرید. امدادگران در راه بودند، اسکندری این را میدانست، ثانیهها اما مهم بودند، نفسهای مصدوم که به شماره افتاده بود با هر حرکت پزشک فداکار، دوباره جان گرفت.
لحظاتی بعد، نیروهای امدادی از راه رسیدند و اسکندری را قهرمان، در میدان خدمت دیدند؛ همه کارها انجام شده بود، امدادگران فقط باید مصدوم را از میان آهنپارهها درمیآوردند. بعد از پایان عملیات رهاسازی، مصدوم تازه از مرگ بازگشته، به بیمارستان منتقل شد. اسکندری، هنوز به یاد دارد، چشمان پر از شوق و زندگی سرنشین خودرو را، چشمانی را که از تشکر و قدردانی، برق میزد.