logo

پنجشنبه 26 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1404/12/11 - 13:10
  • تعداد بازدید : 3
  • تعداد بازدیدکننده : 3
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

نخستین ماموریت در میان پیکرهای کوچک/ خاطره تلخ بانوی امدادگر از اولین تجربه امدادرسانی اش در فاجعه میناب

ساعت حدودا 10صبح بود که صدای انفجار، آرامش صبحگاهی میناب را در هم شکست. مرضیه پری تقی نژاد، امدادگر داوطلب و عضو تیم سحر هلال احمر، لحظه وقوع حادثه را با تمام وجود به خاطر دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ دخترش را صبح زود راهی مدرسه کرد و خودش به ساختمان جمعیت هلال احمر رفت، تا کار آن روزش را آغاز کند. بی آنکه بداند، آن سکوت، پیش‌درآمدِ کابوسی است که در قلب یک مدرسه دخترانه در میناب رقم خواهد خورد. برای مرضیه پری تقی نژاد، امدادگر داوطلب هلال احمر میناب، آن روز نه تنها اولین مأموریت میدانی در ابعاد یک فاجعه، بلکه اولین رویارویی مستقیم با صحنه‌ای بود که هرگز تصورش را هم نمی‌کرد، در زندگی اش با آن مواجه شود. صحنه‌ای که مرز میان مرگ و زندگی در یک لحظه درهم شکست و او در میان آوار و پیکرهای کوچک قربانیان نخستین ماموریتش را اجرا کرد. این اولین تجربه او بود، تجربه‌ای که هرگز از یاد نخواهد رفت، اما او را برای خدمت بیشتر در آینده مصمم‌تر ساخت.


اولین واکنش به حادثه


اولین تجربه بزرگش در میان ویرانه‌ها، تصوری دور از انتظار بود. او که بیشتر سوابق عملیاتی‌اش به حوادث کوچک‌تر ختم می‌شد و معمولاً مردان تیم اعزام می‌شدند، این بار به عنوان یکی از اولین نیروهای امدادی زن، باید با صحنه‌ای روبرو می‌شد که نه تنها برای هر انسانی، بلکه برای یک مادر، معنایی فراتر از یک مأموریت داشت: «من عضو تیم سحر و نجاتگر هلال احمر هستم و ۴ سال داوطلبانه کار کردم. اما تا به حال تجربه حضور در صحنه جنگ را نداشتم.»


رویارویی با وحشت


به محض دریافت خبر، او و همکارانش راهی محل حادثه شدند: «من به عنوان نجاتگر سر صحنه رفتم. مسیر بسته بود و با پای پیاده تا آنجا دویدیم. دویدن برای رسیدن به مأموریتی که نمی‌دانستم در انتظارم چیست، دویدن برای رسیدن به کودکانی که شاید هنوز زنده باشند.»


آنچه مرضیه در بدو ورود با آن مواجه شد، چیزی نبود که بتوان آن را با آموزش‌ها یا حتی تصاویر ذهنی هضم کرد: «وقتی رسیدیم خیلی صحنه بدی بود. اولین تجربه من وحشتناک بود.»


دردناک‌ترین مأموریت


او اولین امدادگر زنی بود که کار جمع‌آوری اجساد را در آن مدرسه دخترانه آغاز کرد. مادری که خود فرزندی هشت ساله دارد، ناگهان در کمال ناباوری با پیکرهای پاره‌پاره و جدا شده از هم سن و سال های دخترش روبرو می‌شود: «خودم دختر ۸ ساله دارم و حالا در آن میدان، با اجساد دختربچه‌ها مواجه شدم. توصیفش واقعا سخت است و وحشتناک. من سابقه حضور در جنگ را هم نداشتم و درگیر بحران‌های گسترده‌ای از این دست نبودم. برای همین این فاجعه واقعا برایم دردناک بود.»


غلبه بر اضطراب


لحظات اولیه، پر از اضطراب بود، اما آموزش‌ها به یاری‌اش آمدند: «در این شرایط اضطرار ما هم راهی محل شدیم و چون آموزش دیدیم در این صحنه مشغول امدادرسانی شدیم. عشق به همنوع، نیرویی بود که من را به پیش می‌راند. من عاشقانه کار کردم. وقتی آنجا رفتم با جان و دل کار کردم. چون می‌دیدم خانواده‌ها چقدر پریشان هستند. خودم حالم دگرگون می‌شد. ولی سعی کردم خودم را نبازم و با دل و جان کنار خانواده‌ها بودم. وقتی آن همه کودک را دیدم دیگر جای هرگونه تردید یا ترس نبود. در آن لحظه، فرصتی برای فکر کردن درباره ترس وجود نداشت.»


عمق فاجعه


آنچه مرضیه شرح می‌دهد، تصویری از عمق یک فاجعه است: «وقتی من آنجا رفتم با صحنه‌های تلخی مواجه شدم. سر بچه‌ها جدا شده بود پا جدا شده بود. اعضای بدن تکه تکه شده بود که همه را جمع‌آوری کردم. این عملیات، طاقت‌فرسا و تلخ‌ترین صحنه‌ای بود که من در طول دوران امدادگری خود به یاد خواهم داشت. با این حال، در میان آن همه تلخی، نشانه‌هایی از امید نیز وجود داشت. چند بچه هم هنوز زنده بودند و بیهوش که آنها را به بیمارستان منتقل کردند. البته من به شخصه فقط پیکر بچه‌ها را دیدم.»


شهادت معلم و خانواده‌ها زیر آوار


فاجعه تنها به دانش‌آموزان ختم نشد. او همچنین پیکر یک معلم را بیرون آورد که این اتفاق نیز به تلخی مأموریت افزود. البته تراژدی دیگری هم رخ داده بود: «چند خانواده، آمده بودند دنبال بچه‌هایشان، آنها هم زیر آوار ماندند و شهید شدند.»


امدادرسانی، آواربرداری و رسیدگی به خانواده‌ها


در میدان جنگ، مرضیه و هم تیمی‌هایش، وظایف متعددی داشتند. در کنار همدردی با والدینی که در شوک و ناباوری به دنبال فرزندانشان می‌گشتند، نیاز فوری به امداد و نجات در اولویت قرار داشت: «همدردی می‌کردیم ولی خودمان را نمی‌باختیم، خودم یک مادرم و درکشان می‌کردم. ولی آنجا بیشتر به امدادرسانی پرداختیم چون واقعا نیاز فوری به امداد و نجات بود. البته کار تنها به جمع‌آوری پیکرها محدود نشد؛ ما حتی در بخش‌هایی از آواربرداری اولیه نیز شرکت کردیم، اما مسئولیت اصلی بر عهده نیروهای مرد و متخصص بود. ما بیشتر جمع‌آوری اجساد را انجام دادیم و رسیدگی به خانواده‌ها. بعد خانواده‌ها که می‌آمدند اسکان می‌دادیم اگر زخمی‌بودند پانسمان انجام می‌دادیم و امدادرسانی می‌کردیم.»


همسایگی حادثه با مدرسه فرزند


لحظه‌ای که حادثه رخ داد و مرضیه با پای پیاده به سمت مدرسه می دوید، یادآور این حقیقت بود که این حادثه چقدر می‌توانست شخصی‌تر و نزدیک‌تر باشد. دختر هشت ساله‌اش در مدرسه‌ای نزدیک به محل انفجار بود: «وقتی انفجار رخ داد. بچه‌ها در مدرسه شان فهمیده بودند. بلافاصله من راهی محل حادثه شدم و از شوهرم خواستم به دنبال بچه‌مان برود. وقتی شوهرم رسیده بود، بچه‌ها خیلی گریه کرده و ترسیده بودند. در آن لحظات، تمام وجود من معطوف به این فکر بود که اگر انفجار کمی آن طرف‌تر رخ می‌داد ممکن بود به جای این مدرسه مدرسه دخترم هدف قرار می‌گرفت. برای همین حس همدردی زیادی با مادران حاضر در صحنه، داشتم.»


حمایت خانواده


نکته قابل تأمل، همراهی همسرش بود. در آن شرایط اضطرار، همسرش نه تنها با حضور او در منطقه حادثه مخالفت نکرد، بلکه پس از رساندن فرزندشان به خانه، خود نیز به عنوان نیروی مردمی داوطلبانه به صحنه بازگشت و در کنار دیگران ایستاد.


عملیات در روز اول تا نیمه شب ادامه یافت. خستگی جسمی‌شاید در برابر فشار روحی اهمیت کمتری داشت. اما کار با طلوع خورشید روز بعد، دوباره آغاز شد: «روز اول تا 12 شب در صحنه بوذدم. دوباره صبح خیلی زود به صحنه برگشتیم. روز اول، انفجار تلخ دیگری رخ داد. هرچند با شدت کمتر از انفجار اول. وقتی رخ داد. بلافاصله به سمت حیاط رفتیم و از صحنه دور شدیم. صدایی شبیه به سوت آمد و وقتی خارج شدیم انفجار رخ داد. پس از آن، اولویت بر پراکنده کردن مردم و برقراری نظم در منطقه بود تا بتوانیم دوباره کار خود را از سر بگیریم.»


تعهد


مرضیه پری تقی نژاد، از ادامه امدادرسانی در محل های حادثه می‌گوید: «از این به بعد هم هستیم و تا آخرین لحظه کنار مردم می‌مانیم. هیچوقت خسته نمی‌شویم. من با جان و دل و تا جاییکه بتوانم خدمت می‌کنم.» / سیما فراهانی

  • گروه خبری : اخبار بدون گروه خبری
  • کد خبر : 188181
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب