logo

پنجشنبه 26 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/11/21 - 09:45
  • تعداد بازدید : 13
  • تعداد بازدیدکننده : 13
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

هلال، خانه دوم ما است؛ از برگزاری مراسم ازدواج در پست نوروزی تا امدادرسانی به سیل‌زدگان خوزستان

وقتی سیل ویرانگر، خواب را از چشم کودکان می گیرد و وقتی زلزله، ویرانه ای در شهر به جا می گذارد، با تمام توان سراغ حادثه‌دیدگان می روند. برای آینده کودکان کار و خانواده های محروم روستایی که زندگی روی دشوارش را به آنها نشان داده دغدغه دارند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی جمعیت هلال‌احمر به نقل از پیام هلال، زوج های هلالی، زندگی مشترک شان را با همین عهد و پیمان ها شروع می کنند. مثل «محمدرضا محمدآبادی و همسرش «زهرا دهقانی» زوج جوان زرندی، که مراسم ازدواج شان را در محل پست نوروزی برگزار کردند تا لحظه ای از امدادرسانی و کمک به حادثه دیدگان باز نمانند. آنها با عضویت در یک گروه خیریه، مدت هاست سراغ خانواده های نیازمند روستاهای زرند می روند تا بار مشکلات زندگی را از شانه روستاییان نیازمند بردارند. در ادامه با این زوج جوان زرندی و نیز زوج جوان دیگری از شهرستان بیرجند که کمک به کودکان بی سرپرست شهر را هدف زندگی مشترک شان قرار داده اند گفت‌وگو کردیم.


ماجرای یک جشن ازدواج متفاوت


هر دو برای کودکان بیسرپرست و خانواده های محروم و نیازمند روستایی دغدغه دارند. همین دغدغه های مشترک هم زمینه ساز آغاز زندگی مشترک شان شد. سال گذشته وقتی همراه با دیگر امدادگران جمعیت برای دل کودکان بی سرپرست شهر، مراسم شب یلدا برگزار کردند، با هم آشنا شدند و چند ماه بعد هم با یک مراسم متفاوت، آغاز زندگی مشترک شان را جشن گرفتند. «محمدرضا محمدآبادی» که ازامدادگران باسابقه زرند است و سابقه حضور در زلزله بم، زرند و سیل اخیر خوزستان را هم دارد، از تصمیم جالب شان برای برگزاری مراسم ازدواج در کمپ نوروزی می‌گوید:« امسال با خبر وقوع سیل در استان های شمالی، غربی و جنوبی کشور آغاز شد. درست همان روزهایی که قرار بود مراسم ازدواج مان را برگذار کنیم. چهاردهم فروردین، روز عید مبعث را برای برگزاری مراسم انتخاب کردیم. اما من و همسرم مثل دیگر داوطلبان و امدادگران شهر، مشغول جمع آوری و بسته بندی کمک های مردمی بودیم. با هم مشورت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اگر مراسم را باحضور امدادگران برگزار کنیم، انگیزه و روحیه همه ما برای ادامه فعالیت امدادی بیشتر می شود. کمپ نورزوی را برای برگزاری مراسم انتخاب کردیم تا همه دوستان مشترک هلالی ما که آن روزها در کمپ نوروزی مشغول خدمت به مسافران و جمع آوری کمک های مردمی بودند در مراسم شرکت کنند.» حرف ها که به اینجا می رسد، « زهرا دهقانی» که او هم از امدادگران داوطلب زرند است، می گوید:« هلال احمر، خانه دوم من و همسرم است. می خواستیم امدادگران و داوطلبان جمعیت که مثل اعضای خانواده ما شده اند در ثبت این خاطره کنار ما حضور داشته باشند. روز مراسم عقد هر دو نفرمان شیفت بودیم و از پای سفره عقد هم دوباره شیفت کاری مان را در کمپ ادامه دادیم.» عشق و علاقه این زوج زرندی به خدمت رسانی، تا جایی است که تنها 4 روز پس از برگزاری مراسم، محمدرضا داوطلبانه عازم خوزستان می شود تا در کنار سیل زدگان باشد. خودش می گوید:« صبح روز عقد، کشیک من در پایگاه جاده ای تمام شد و تنها چند ساعت برای مراسم فرصت داشتم. بعد از عقد هم هر دونفرمان تا آخر شب در کمپ ماندیم تا به مسافران نوروزی خدمت رسانی کنیم. 4 روز بعد از مراسم هم به خوزستان رفتم تا برای توزیع اقلام و کمک به سیل زدگان در کنار دیگر امدادگران باشم.»


به امید آینده بهتر


علاوه بر حضور در عملیات های مختلف امداد و نجات، برای کمک به کودکان بی سرپرست و بی بضاعت شهرشان دغدغه دارند. می گویند وقتی هر کودک کار و یا هر نوجوان نیازمند شهر با غلبه بر مشکلات اقتصادی، به موفقیت رسیده و پشتوانه خانواده اش می شود، زندگی آنها برکت بیشتری پیدا می کند. « سینا حسنی» و « سمانه کارگشا‌»زوج امدادگر بیرجندی، سال هاست که در کنار فعالیت امدادی کمک حال کودکان نیازمند شهرشان هستند. حسنی می گوید:« چند سال پیش تصمیم گرفتیم برای کمک به کودکان نیازمند قدمی برداریم. کار را با بنیاد خیریه کودک شروع کردیم و هنوز هم این همکاری ادامه دارد. دل مان می خواهد هر کودکی بااستعدادی که می تواند با تحصیل، آینده خود و خانواده اش را بسازد این امکان برایش مهیا شود. در شهر ما کودکان بسیاری به دلیل مشکلات مالی، امکان ادامه تحصیل ندارند. من و همسرم اما برای شناسایی این کودکان وقت می گذاریم و با کمک دیگر داوطلبان بنیاد، برای شان کلاس آموزشی، جشن، جنگ شادی و... برگزار می کنیم تا به زندگی امیدوار شوند.» کارگشا، ماجرای یکی از این کودکان بااستعداد را برای مان تعریف می کند:« در منطقه محروم بیرجند، پسر نوجوانی را پیدا کردیم که با وجود استعداد تحصیلی فراوان، برای تامین مخارج مادر و بردار کوچکش مجبور شده بود درس خواندن را رها کند. پدر روزهای جنگ تحمیلی از خوزستان به بیرجند مهاجرت کرده بودند و در شهر ما کسی را نداشتند. چند سال پیش اما پدرش از دنیا رفت و مادرش نیز توان تامین هزینه های زندگی را نداشت. با کمک خیران، بخشی از مشکلات مالی آنها را برطرف کردیم و حالا آن پسر نوجوان فقط به درس خواندن فکر می کند. می خواهد با ورود به دانشگاه آینده بهتری برای مادر و بردار کوچکش بسازد.»


گروه ویژه کمک به محرومان


زوج داوطلب زرندی، علاوه بر مشارکت در برگزاری جنگ شادی برای کودکان بیسرپرست و حمایت از آنها، عضو یک گروه منحصربه فرد برای کمک به خانواده های نیازمند روستایی هستند. گروهی متشکل از از امدادگران، زوج های جوان و داوطلبی که برای دستگیری از خانواده های محروم روستایی دغدغه دارند. «محمدآبادی» می گوید:«چند سالی است که من و همسرم در یک گروه خاص عضو شده ایم. گروهی که توسط یکی از امدادگران باسابقه زرند راه اندازی شده و زوج های جوان و امدادگران دلسوز جمعیت را برای کمک به روستاییان دور هم جمع کرده است. مناطق محروم شهر و روستاهای کم برخوردا زرند را تقسیم بندی کرده ایم و هر کدام از زوج ها هم مسئولیت یک منطقه را برعهده داریم. من و همسرم به دلیل شناخت از روستاهای ایرج ده و جلال آباد، مسئول شناسایی و امدادرسانی به خانواده های محروم این دو روستا هستیم. در فواصل زمانی مشخص به این روستاها سرکشی می کنیم تا اقلام امدادی، بسته های مواد غذایی و کمک های نقدی و غیرنقدیرا که با کمک خیران تهیه می شود به دست آنها برسانیم.» حرف امدادرسانی به خانواده های نیازمند روستایی که به میان می آید، دهقانی ماجرای اولین خانواده ای را که پس از عضویت در این گروه شناسایی کرده بودند برای مان تعریف می کند:« تازه فعالیت مان را در گروه آغاز کرده بودیم. برای شناسایی خانواده های نیازمند به روستای ده ایرج رفتیم. پرسان پرسان به خانه ای خشت و گلی رسیدیم. برای جلوگیری از ورود هوای سرد به داخل خانه از نایلون به جای شیشه پنجره استفاده کرده بودند. در داخل خانه از لوازم و اثاثیه ضروری منزل هم خبری نبود. درآمد کارگری پدر خانواده برای تامین هزینه های داروی همسرش کافی نبود. زن جوان از سرطان رنج می برد و فرزندان شان سو تغذیه داشتند. این خانواده را به اعضای گروه معرفی کردیم. خیران هم پای کار آمدند تا مشکلات خانه برطرف شود. با کمک آنها هزینه درمان بیماری هم تامین شد و حالا بیماری زن جوان رو به بهبود است.»


امداد و نجات بخش جدانشدنی زندگی ماست


هر دو امدادگر هستند و در حوادث مختلف کنار حادثه دیدگان حضور داشته اند. « سینا حسنی» عضو تیم واکنش سریع استان خراسان جنوبی است و همسرش « سمانه کارگشا » نیز  در واحد EOC استان، امدادگران را برای کمک به حادثه دیدگان یاری می کند. می گویند امداد و نجات و کمک به مصدومان حوادث، حالا دیگر بخش ثابت زندگی مشترک شان است و با تعریف کردن ماجراهای تلخ و شیرین حوادث، هر روز برای امدادرسانی انگیزه بیشتری پیدا می کنند. حسنی که به عنوان امدادگر در امدادرسانی به زلزله زدگان سراوان سیستان بلوچستان و زلزله شهرستان زهان استان خراسان جنوبی همحضور داشته است، خاطرات بسیاری از امدادرسانی در حوادث مختلف دارد. او یکی از خاطراتش را از سال های حضور در عرصه امداد و نجات برای مان تعریف می‌کند:« خبر رسید که یک دستگاه اتوبوس مسافربری در محور خوسف به طبس دچار سانحه شده و باید بلافاصله به محل حادثه اعزام شویم. اتوبوس در شانه خاکی جاده واژگون شده و متاسفانه یک نفر از مسافران جانش را از دست داده بود. کار رهاسازی همه مسافران را از اتوبوس در سریع ترین زمان ممکن انجام دادیم اما یکی از مسافران هنوز میان آهن پاره گیر کرده بود. خوشبخانه آسیب جدی ندیده بود اما دسترسی به او بسیار دشوار بود. 15 نیروی عملیاتی به مدت 45 دقیقه وقت گذاشتیم تا آن زن میانسال را از میان بدنه مچاله شده اتوبوس خارج کنیم. نشت سوخت ممکن بود هر لحظه باعث بروز حادثه دیگری شود اما همه اعضا با رعایت نکات ایمنی کار می کردیم تا آخرین مسافر هم به سلامت از اتوبوس خارج شود. پس از 45 دقیقه پرالتهاب، زن میانسال را از اتوبوس بیرون آوردیم. قدردانی او از همه اعضای تیم، خستگی آن ثانیه های پراضطراب را از تن مان بیرون کرد.»

  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 53918
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب