روایت دکتر پیرحسین کولیوند از حضور در جمع عشایر غیور و شهیدپرور روستای صاحبالزمان خرمآباد
روز پنجشنبه، توفیق حضور در جمع باشکوه و صمیمی عشایر غیور، شجاع و فداکار روستای «صاحبالزمان» خرمآباد را داشتم؛ دیاری شهیدپرور، ریشهدار و پرافتخار که تاریخ آن با ایمان، غیرت، ایثار و وفاداری به امام، انقلاب و میهن گره خورده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ در روایت رئیس جمعیت هلال احمر از دیار صاحب الزمان آمده است:
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»
«در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادند؛ برخی پیمان خویش را به سر آوردند و برخی همچنان در انتظارند و هرگز عهد و پیمان خود را تغییر ندادند.»
سوره احزاب، آیه ۲۳
روز پنجشنبه، توفیق حضور در جمع باشکوه و صمیمی عشایر غیور، شجاع و فداکار روستای «صاحبالزمان» خرمآباد را داشتم؛ دیاری شهیدپرور، ریشهدار و پرافتخار که تاریخ آن با ایمان، غیرت، ایثار و وفاداری به امام، انقلاب و میهن گره خورده است.
این حضور، به مناسبت سالروز سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی به این روستای تاریخی و برای تجلیل از مقام والای شهدای عزیز آن صورت گرفت. به دعوت برادر عزیز و ارجمندم، سردار دکتر مویدی، در این مراسم شرکت کردم؛ اما از همان لحظه ورود دریافتم که این گردهمایی، فراتر از یک مراسم بزرگداشت است. اینجا سخن از یک «عهد» بود؛ عهدی که نسلهای مختلف این دیار بر آن ایستادهاند.
نخستین لحظات حضورمان در کنار مزار پاک شهدای روستا رقم خورد؛ جایی که بیش از ۸۵ شهید عزیز از این منطقه، آرام گرفتهاند یا نام و یادشان بر تارک آن میدرخشد. فضای آنجا حالوهوایی عجیب و معنوی داشت. در برابر مزار شهیدانی ایستاده بودیم که روزی از همین خانهها و ایلها و طوایف برخاستند، از خانواده و آرزوهایشان گذشتند و برای دفاع از اسلام، انقلاب و ایران عزیز، جان خود را تقدیم کردند.
در آن لحظات، بیش از هر سخنی این آیه شریفه در ذهنم طنین داشت:
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ… وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»
به گمانم، این آیه یکی از دقیقترین توصیفها برای آن چیزی بود که در صاحبالزمان میشد دید. بخشی از این مردان، پیمان خود را با شهادت به سرانجام رساندند؛ اما بخش دیگری از این روایت، امروز بر دوش ماست: آنان که ماندهاند و باید بر همان عهد بمانند؛ «وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا».
برای من، «وَما بَدَّلوا تَبدیلًا» تنها توصیف شهیدانی نیست که جان خود را فدا کردند؛ بلکه پیامی برای همه کسانی است که امروز مسئولیتی بر عهده دارند. وفاداری به شهدا یعنی عهد خدمت را تغییر ندهیم؛ با گذشت زمان از مردم فاصله نگیریم؛ در سختیها کنار آنان بمانیم و مسئولیت را فرصتی برای خدمت بدانیم، نه امتیازی برای خود.
روستای صاحبالزمان در این معنا تنها یک نقطه جغرافیایی نیست؛ این روستا بخشی از حافظه زنده مقاومت مردم لرستان است. مردمان این دیار از روزهای نهضت امام راحل(ره) و پیروزی انقلاب اسلامی تا سالهای سخت دفاع مقدس و پس از آن، در صحنههای مختلف حضور داشتهاند. تقدیم بیش از ۸۵ شهید، گواهی روشن بر عمق این دلبستگی و ایستادگی است.
آنچه شکوه مراسم را دوچندان میکرد، حضور گسترده طوایف و عشایر منطقه بود. مردان و زنان عشایر، خانوادههای معظم شهدا، جوانان و نوجوانان، بزرگان و مسئولان، در کنار یکدیگر جمع شده بودند. این حضور، پیوندی میان گذشته و امروز ساخته بود؛ گویی نسل دیروز که حماسه آفرید، در کنار نسل امروز ایستاده بود تا امانتی را به او بسپارد.
در این میان، حضور برادران عزیزم دکتر مویدی، دکتر سپهوند، دکتر هاشمی، امامجمعه محترم حاجآقای شاهرخی، آقای میرزاوند و سایر مسئولان، بزرگان و عزیزانی که در کنار مردم و خانوادههای معظم شهدا حضور یافته بودند، بر اهمیت و معنویت این گردهمایی افزود.
من این حضور را نیز در امتداد همان پیام قرآنی میبینم: «وَما بَدَّلوا تَبدیلًا».
یعنی سالها میگذرد، نسلها تغییر میکنند و مسئولیتها جابهجا میشود، اما عهد با شهدا و مردم نباید دستخوش تغییر شود. ارزش این حضورها زمانی کامل میشود که یاد شهدا به مسئولیت امروز ما پیوند بخورد؛ مسئولیتی برای خدمت بیشتر، شنیدن صدای مردم، حفظ وحدت و پاسداری از سرمایه عظیم اعتماد و همدلی اجتماعی.
یکی از زیباترین و امیدبخشترین جلوههای مراسم، حضور جوانان امدادگر هلالاحمر بود؛ دختران و پسران جوانی که با نظم، انگیزه، نشاط و روحیه خدمت در طول مراسم حضور داشتند. دیدن آنان در کنار خانوادههای شهدا و عشایر غیور، برای من معنایی فراتر از انجام یک مأموریت داشت.
با خود میاندیشیدم که اگر دیروز جوانان این سرزمین برای دفاع از مردم و وطن در میدان نبرد ایستادند، امروز جوانان ما باید روح همان ایثار را در میدان خدمت زنده نگه دارند.
میدانها تغییر میکنند، اما فرهنگ ایثار تغییر نمیکند.
دیروز، ایثار در سنگر دفاع از میهن معنا پیدا میکرد و امروز میتواند در نجات یک مصدوم، امدادرسانی به یک خانواده گرفتار، حضور در سیل و زلزله، رسیدن به یک روستای دورافتاده و آرامکردن دل انسانی که در سختترین لحظات زندگی خود چشمانتظار کمک است، تجلی پیدا کند.
این نیز معنایی از «وَما بَدَّلوا تَبدیلًا» است؛ شکل خدمت ممکن است تغییر کند، اما عهد خدمت به مردم نباید تغییر کند.
هلالاحمر از دل مردم برخاسته و برای مردم است. فلسفه وجودی این جمعیت، خدمت بیمنت به انسانهاست. امدادگر هلالاحمر نمیپرسد حادثه در کجا رخ داده و چه کسی گرفتار شده است؛ آنجا که انسانی نیازمند یاری باشد، وظیفه ما آغاز میشود.
قرآن کریم میفرماید:
«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى»
«در نیکی و پرهیزگاری یکدیگر را یاری کنید.»
سوره مائده، آیه ۲
من باور دارم هلالاحمر باید ترجمان عملی همین فرهنگ یاریرسانی باشد؛ در همهجا و در هر زمان، کنار مردم. در شهر و روستا، در کوهستان و دشت، در حوادث طبیعی و روزهای دشوار، جوانان، داوطلبان، نجاتگران و امدادگران ما باید نخستین کسانی باشند که برای یاری مردم قدم پیش میگذارند.
هلالاحمر در کنار مردم، انقلاب و رهبری بوده و خواهد بود و این همراهی را بیش از هر چیز با خدمت صادقانه، حضور در میدان و گرهگشایی از مشکلات مردم معنا میکند. راه ما، راه خدمت است؛ خدمتی که مرز جغرافیایی، قومی و اجتماعی نمیشناسد و کرامت انسان را محور خود قرار میدهد.
در آن مراسم، سرود نوجوانان نیز از لحظات بسیار تأثیرگذار بود؛ نوجوانانی که با شور و غیرت از مقاومت، استقامت و شجاعت میخواندند. برای من بسیار ارزشمند بود که نسلی که سالها پس از دوران دفاع مقدس به دنیا آمده است، امروز با چنین شور و احساسی از مفاهیمی سخن میگوید که پدران و پدربزرگهای همین سرزمین برای آن جانفشانی کردهاند.
اینجاست که انسان درمییابد انتقال فرهنگ شهدا فقط با سخنرانی و برگزاری مراسم اتفاق نمیافتد؛ این فرهنگ باید در جان نسل جدید بنشیند و در رفتار، مسئولیتپذیری و خدمت او آشکار شود.
پیش از سخنان اینجانب نیز یکی از جوانان غیور عشایر، بیانیهای پرشور قرائت کرد. سخنان او درباره ادامه راه شهدا و تجدید میثاق با رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، برای من بسیار معنادار بود. آن جوان در حقیقت نماینده نسلی بود که اعلام میکرد میراث شهدا را فراموش نکرده است و همچنان خود را در برابر خون آنان مسئول میداند.
در همان لحظه دوباره بخش پایانی آیه در ذهنم زنده شد:
«وَما بَدَّلوا تَبدیلًا»؛ عهدشان را تغییر ندادند.
همچنین حضور برادر عزیزم آقای میرزاوند و طنین شعر حماسی و خاطرهانگیز «دایه دایه وقت جنگه»، حالوهوایی متفاوت به مراسم بخشید. این نغمه برای مردم لرستان صرفاً یک شعر نیست؛ یادآور بخشی از حافظه حماسی مردمانی است که هرگاه وطن به آنان نیاز داشته، مردانه به میدان آمدهاند. شنیدن آن در جوار شهدای این دیار و در میان عشایر غیور، گذشته و امروز را به زیبایی به یکدیگر پیوند میداد.
سخنان ارزشمند دکتر مویدی نیز بر غنای این مراسم افزود و حضور نمایندگان محترم مردم، دکتر سپهوند و دکتر هاشمی، امامجمعه محترم حاجآقای شاهرخی و دیگر عزیزان، نشان داد که نام شهدا همچنان میتواند اقشار و مسئولان مختلف را گرد یک محور مشترک جمع کند.
قرآن کریم میفرماید:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»
«همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
سوره آلعمران، آیه ۱۰۳
آن روز در صاحبالزمان، جلوهای از همین همدلی را میشد مشاهده کرد؛ خانوادههای معظم شهدا، عشایر، جوانان، روحانیت، مسئولان و امدادگران هلالاحمر، همگی زیر پرچم تکریم شهدا در کنار یکدیگر ایستاده بودند.
من عمیقاً باور دارم که سفره شهدا، سفره رحمت، وحدت و برکت است. نام شهید دلها را به یکدیگر نزدیک میکند، اما در عین حال مسئولیت ما را نیز سنگینتر میسازد. بزرگداشت شهدا تنها نصب تصویر، برگزاری یادواره و بیان خاطرات نیست؛ مهمترین بزرگداشت شهید، وفادار ماندن به ارزشهایی است که او برای آنها از جان خود گذشت.
اگر مسئولی هستیم، باید بیشتر به مردم خدمت کنیم؛ اگر امدادگریم، باید هنگام حادثه پیش از دیگران به میدان برسیم؛ اگر جوانیم، باید مسئولیت آینده کشور را بپذیریم؛ و اگر از شهدا سخن میگوییم، باید در رفتارمان نیز نشانی از صداقت، فداکاری و مردمداری آنان دیده شود.
«وَما بَدَّلوا تَبدیلًا» برای من یعنی همین: در عهد خدمت به مردم تغییر نکنیم.
اینجانب نیز سعادت داشتم دقایقی در جمع این مردم شریف، خانوادههای معظم شهدا و عشایر عزیز سخن بگویم. برای من این حضور صرفاً شرکت در یک مراسم نبود؛ تجدید عهد بود.
تجدید عهد با شهدایی که رفتند؛ با خانوادههایی که سالهاست با عزت و صبوری یاد عزیزانشان را زنده نگه داشتهاند؛ و با مردمی که حق بزرگی بر گردن همه ما مسئولان دارند.
وقتی مراسم به پایان نزدیک میشد، از مزار شهدا تا صف جوانان هلالاحمر، از چهره پدران و مادران شهدا تا شور نوجوانان و جوانان عشایر، یک حقیقت بیش از هر چیز در ذهنم باقی ماند:
شهدا رفتند، اما عهد باقی مانده است.
امروز نوبت ماست که نشان دهیم بر آن پیمان استواریم؛ نه فقط با سخن، بلکه با عمل؛ نه فقط در مراسمها، بلکه در متن زندگی مردم؛ نه فقط در روزهای آرام، بلکه درست در همان لحظهای که مردم به حضور و خدمت ما نیاز دارند.
و چه تعبیر بلند و ماندگاری برای همه آنچه در روستای شهیدپرور صاحبالزمان دیدم، رساتر از کلام خداوند متعال:
«فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»
برخی از آنان رفتند و پیمان خود را با خون خویش امضا کردند؛ برخی ماندند تا بار این امانت را بر دوش بکشند؛ و نسلهای تازهای آمدهاند تا راه را ادامه دهند.
مهم این است که عهد تغییر نکند.
عهد ما، خدمت صادقانه به مردم است. عهد ما، زنده نگهداشتن فرهنگ ایثار و فداکاری است.
عهد ما، پاسداری از وحدت و عزت ایران اسلامی است و عهد خانواده بزرگ هلالاحمر این است که هرجا مردم به یاری نیاز دارند، در کنار آنان باشد.
«وَما بَدَّلوا تَبدیلًا»؛
شهدا بر عهد ماندند، و ما نیز باید با خدمت به مردم، بر عهد بمانیم.
نظر دهید