خط پایان پروژههای مشترک جوانان با یونیسف در مناطق سیلزده؛ زندگی سلام
چیزی به سالگرد وقوع سیل ویرانگر در استانهای گلستان و لرستان در فروردین ماه نمانده و با این حال وضعیت روستاهای سیل زده هنوز به حالت عادی برنگشته است. علاوه بر خانهها، زیرساختهای زیادی از جمله پارکها و مدارس و مراکز عمومی دیگر از بین رفته است و بازسازی آن با سرعت آهستهای در حال انجام است. استان گلستان و شهرستانهای آققلا و گمیشان یکی از پر آسیبترین مناطق سیل زده گلستان است و به همین دلیل پروژههای مشترکی با همراهی یونیسف در این مناطق در حال انجام است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از پیام هلال، از ایجاد فضای دوستدار کودک گرفته تا طرح مداخلات اجتماع محور و مدیریت مورد. این طرحها در برخی از روستاها به پایان رسیده و در برخی دیگر از روستاها و شهرستانها در حال انجام است و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم رفاه و امنیت کودکان را تامین میکند و تلاش دارد تا زندگی عادی به مناطق سیل زده برگردد.
حل خانه به خانه مشکلات
اجرای طرح مدیریت مورد در گلستان به پایان رسیده است. تسهیلگران آموزش دیده در روستای کل آباد استان گلستان خانه به خانه به ارزیابی مشکلات و بیماریهای اهالی روستا پرداختند و بعد از پایان ارزیابی پزشکان معتمد و همراه را شناسایی کردند. حالا نوبت ارجاع بیماران به پزشکانی بود که آنها را به صورت رایگان و یا با دریافت هزینههای حداقلی ویزیت کنند. «خدیجه نمازی فر» از هلال احمریهای آققلا است که بعد از وقوع سیل فعالیتهای داوطلبانه خود را در هلال احمر جدیتر دنبال کرده و در طرح مدیریت مورد به عنوان تسهیلگر کار خود را آغاز کرده است. او میگوید :«مهمترین کار ما در طرح مدیریت مورد این بود که بیماریها و مشکلات افراد هر خانوار را با کمک خودشان تشخیص دهیم و آنها را به پزشک مرتبط ارجاع دهیم. این پزشکان از قبل توسط تیمها ما شناسایی شده بودند و اعلام آمادگی کرده بودند که بیمارانی که ما معرفی میکنیم را به صورت رایگان ویزیت کنند. بعضی از این خدمات پزشکی و درمانی هم تنها با دریافت 20 یا 50 درصد از کل هزینهها به این افراد ارائه میشد.» بیماریهای روانی و افسردگی یکی از شایعترین موارد شناسایی شده در روستاهای آققلا بعد از وقوع سیل بود. زنان و کودکان بیشتر از مردان درگیر این معضلات بودند. نمازیفر میگوید :«بعد از وقوع سیلاب مادران و کودکان دچار اضطرابهای فراوانی شده بودند. بسیاری از کودکان از صدای بارش باران و یا صدای شرشر آب وحشت داشتند و یاد سیل در ذهنشان تداعی میشد. شبها کابوس میدیدند و مدام گریه میکردند. زنها هم همینطور. دیدن اینکه تمام خانه و زندگی آنها در سیل دچار آسیب شده و هیچ وسیلهای سالم باقی نمانده، برای زنان بسیار سخت بوده. مواردی که این مشکلات را با ما در میان میگذاشتند با چند جلسه مشاوره و روان شناسی درمان شدهاند.» علاوه بر حل مشکلات درمانی و پزشکی برای این افراد، تسهیلگران به حل نیازهای معیشتی این خانوادهها هم میپرداختند و با کمکهای خیران و حمایتهای داوطلبانه آنها را برطرف میکردند :«در سیل خانوادههایی بودند که به دلایل مختلف هیچ حمایتی دریافت نکرده بودند و از نظر معیشتی در وضعیت خوبی به سر نمیبردند. یکی از کارهای ما در طرح مدیریت مورد شناسایی این خانوادهها و نیازهای اولیه آنها بود. به خصوص نیازهای اولیه معیشتی که بتوانیم آرامش نسبی را برای کودکان و خانوادههایشان فراهم کنیم.» اجرای سه ماهه طرح مدیریت مورد در روستای کلآباد شهرستان آققلا به پایان رسیده است اما تسهیلگران هنوز هم پیگیر حال و روز افراد بیمار و دارای مشکلات معیشتی هستند. نمازیفر میگوید «هنوز هم با برخی از موارد خاص که بیماریهای مزمنتری داشتند در ارتباط هستیم و پیگیر روند درمانشان هستیم. در کنار این موارد، خانوادههایی هم بودند که جاده رسیدن به خانه آنها بر اثر سیل از بین رفته بود و امکان رفت و آمد به آن خانه وجود نداشت. این افراد را راهنمایی کردیم تا با نوشتن درخواست تعمیر این جاده، پیگیر برطرف شدن مشکلاتشان باشند.»
پروژههای یونیسف در پلدختر؛ همکاری مردم مثال زدنی بود
بیشترین آسیبهای سیل امسال در استان لرستان در پلدختر به چشم میخورد. محلهها و خانهها و جادههایی که در سیل شسته شده و از بین رفته است و مشکلات و بیماریهایی که برای کودکان و خانوادههایشان در این شهرستان باقی گذاشته باعث شده تا طرحهای مشترک با یونیسف در پلدختر هم به اجرا در آید. «صبا روزبه» از اعضای جوانان پلدختر میگوید :«بعد از فروکش کردن سیل در پلدختر در بهار 98 پروژههای مشترک با یونیسف با آموزش اعضا آغاز شد. برای اجرای طرح مدیریت مورد و یا مداخلات اجتماع محور به سراغ مناطق پر آسیب رفتیم. محله کوی سازمانیها هم خسارتهای زیادی در سیل دیده بود و هم به لحاظ آسیبهای اجتماعی و دیگر مشکلات در صدر محلههای پلدختر قرار داشت. برای همین این محله را در اولویت خود قرار دادیم. در طرح مدیریت مورد معضلات و مشکلات زیادی از اهالی این محله حل شد. با داروخانههایی که به کار و کمک داوطلبانه علاقهمند بودند همکاری خود را آغاز کردیم و تامین داروی تعداد مشخصی از مددجویان در روز را بر عهده گرفتند. همچنین پزشکان مختلفی برای ویزیت رایگان این افراد اعلام آمادگی کردند. برای ایجاد فضای دوستدار کودک سالنی در اختیار ما قرار دادند و خیران وسایل مورد نیاز این فضا را در اختیار ما گذاشتند. برنامه منظمی برای بازی و تفریح بچهها در طول 3 ماه دایر بودن این فضا درنظر گرفته بودیم. با پایان مهلت 3 ماهه وسایل بازی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان پلدختر فرستاده شد تا کودکان در آنجا بتوانند از امکانات آن استفاده کنند.» در حال حاضر مداخلات اجتماع محور در دو محله در حال اجرا است و اهالی پلدختر برای رفع مشکلات خودشان گروههای مختلفی تشکیل دادهاند و در جلسات هفتگی شرکت میکنند. هدف این است با پایان فرصت 6 ماهه برای اجرای این طرح اهالی محلههای پلدختر همچنان این جلسات را پویا و فعال نگه دارند و به حل کردن مشکلات محله خود بپردازند. روزبه میگوید :«همکاری مردم پلدختر در اجرای این طرحها مثال زدنی بود. جلسههای مداخلات اجتماع محور در خانه اهال به صورت دورهای برگزار میشود و مردم مشارکت خوبی در آن دارند.»
مثل فانوس در شب تاریک
مداخلات اجتماع محور در آققلا و گمیشان از 4 ماه پیش آغاز شده است و تا دو ماه دیگر ادامه دارد. «یوسف بهرمال» از تسهیلگران این طرح در استان گلستان میگوید :«مداخلات اجتماعمحور با تسهیلگری هلال احمر در مناطق سیل زده در جریان است. در این طرح ما جلسات هفتگی با مردم مناطق سیل شرده برگزار میکنیم. در این جلسات مردم از مشکلات خود درباره محل زندگی و مشکلات معیشتی و اجتماعی خود میگویند. بعد برای حل کردن این مشکلات با کمک هممحلیهای خود آستین بالا میزنند. ما به عنوان تسهیلگر برای طی کردن برخی از موانع اداری به آنها کمک میکنیم و حکم فانوس در شب تاریک را داریم که فقط راه را نشان میدهیم.» دایره مشکلات مطرح شده در این طرح در گلستان گسترده است و از مشکلات اجتماعی گرفته تا تامین زمین بازی برای کودکان و تاسیس کتابخانه و ... در این دایره جا گرفته است. بهرمال میگوید :«نبود کتابخانه عمومی یکی از مشکلاتی بود که در محلات سیل زده آققلا به چشم میخورد. جوانان و نوجوانان با اعلام این مشکل تصمیم گرفتند تا کتابهایی که دیگر نمیخوانند را به کتابخانه عمومی اهدا کنند. برای تامین جای کتابخانه و تجهیزات آن هم به سراغ خیران محلی و استانی رفتیم. برای حل برخی از این مشکلات اهالی آققلا و گمیشان وقت ملاقاتهایی با فرمانداری و استانداری گرفتند و دغدغههای اجتماعی خود را با مسئولان مرتبط در میان گذاشتند.» طرح مداخلات اجتماع محور همچنان در استان گلستان در حال اجرا است و بعد از اتمام اجرای آن نوبت به ارزیابی میرسد. بهرمال میگوید :«بیصبرانه منتظر آغاز ارزیابی طرح در آققلا و گمیشان هستیم تا ببینیم چه مقدار از نیازهای مردم به کمک خودشان برطرف شده و طرح چقدر نتیجه بخش بوده. یکی از مهمترین دستاوردهای این طرح تا اینجا ایجاد روحیه مشارکت و همکاری در بین مردم مناطق سیل زده بود. هدف این است که ما بتوانیم مردم مناطق سیل زده را برای حل مشکلات خود توانمند کنیم. در این مناطق مشکلات فراوانی وجود دارد که اگر خود مردم برای حل آن پیشقدم شوند و برای برطرف کردن آن راه حل داشته باشند زودتر این مشکلات رفع خواهد شد.»
آموزش به کمک بازی و سرگرمی
وقوع سیل و از بین رفتن خانه و زندگی اهالی آققلا، آنها را آنقدر درگیر خود کرده بود که از رسیدگی به کودکان غافل بودند و بسیاری از خانوادهها توان توجه کافی به نیازهای کودکان را نداشتند. زمینهای بازی و پارکها از بین رفته بود و کودکان با اضطراب ویرانی سیل تنها بودند. راه اندازی فضاهای دوستدار کودک در مناطق سیل زده از جمله آققلا یکی از پروژههای مشترک با یونیسف بود. «سارا دلیجه» از مربیان فضای دوستدار کودک در آق قلا میگوید :«این فضا یک ماه است که راه اندازی شده و کودکان و نوجوانان از امکانات مختلف آن استفاده میکنند. طبق آموزشهایی که ما دیدهایم اولویت ما در این فضای دوستدار کودک بازی و سرگرمی بچهها است. ما در قالب این بازیها و سرگرمیها نکات مختلفی را به کودکان آموزش میدهیم. کودکان منطقه در گروههای سنی دسته بندی شدهاند و نحوه بازیها و آموزشهای هر کدام از این گروهها با یکدیگر متفاوت است.» از کارگاههای آموزشی میگوید که در آن با روشهای مختلف بازی با کودک و رفتار با آنها آشنا شدهاند. مسواک زدن، احترام به بزرگتر، نقاشی و کاردستی از جمله آموزشهایی است که کودکان در فضای دوستدار کودک تجربه میکنند. دلیجه میگوید :«در مدت راه اندازی فضای دوستدار کودک در آققلا بچهها چیزهای زیادی یاد گرفتهاند و تغییر محسوسی در رفتار و بازیهای آنها به چشم میخورد. بچههای کوچکتر در روزهای نخست راه اندازی این مرکز به سختی از مادران خود جدا میشدند و نشانههایی از اضطراب سیل هنوز در آنها وجود داشت. اما خیلی زود جذب فضا و بازیها شدند و با همدیگر ارتباط خوبی گرفتند. خیلی از بچههای زیر 7 سال تا قبل از آمدن به این کلاسها مداد در دست نگرفته بودند اما حالا نقاشی میکشند. حرف زدن و بازی کردن و مهارتهای دیگری را به خوبی از مربیان و دیگر کودکان یاد میگیرند و در اینجا فضای امن و آرامی برای آنها به وجود آمده است.» از خانوادههایی میگوید که از برگزاری فضای دوستدار کودک و بازی کودکانشان احساس رضایت میکنند و خیالشان بابت آرامش کودکانشان راحت شده است :«مادرها از روز اول دوست داشتند در این فضا به کودکان زبان انگلیسی و خواندن و نوشتن یاد بدهیم. اما برای آنها توضیح دادیم که بازی و تفریح بچهها چقدر برای ما اهمیت دارد و در حین بازی به آنها مهارتهای مختلفی آموزش میدهیم. حالا مادران از دیدن شادی و بازی کودکانشان احساس رضایت میکنند. بسیاری از این کودکان بعد از سیل دچار اضطراب و افسردگی شده بودند اما ایجاد فضای دوستدار کودک به آنها کمک کرده است تا آرامش بیشتری داشته باشند.» وسایل بازی و امکانات تهیه شده در این فضا بعد از پایان طرح به مراکز کودکان مثل کانون پرورش فکری شهرستان منتقل میشوند تا کودکان همچنان بتوانند از آن استفاده کنند.
پروژه مین در ایلام و خوزستان
مناطق مرزی ایلام و خوزستان هنوز از حضور مینهای زمان جنگ به صورت کامل پاکسازی نشده است. وقوع سیل و شسته شدن خاک این مناطق باعث شد تا مینها و مهمات عمل نکرده به سطح خاک نزدیک شوند و احتمال انفجار و خطر در این مناطق بیشتر شده است. یکی از پروژههای مشترک یونیسف و سازمان جوانان بعد از وقوع سیل امسال در کشور، آموزش مواجهه با مینهای خنثی نشده در روستاهای مرزی ایلام و خوزستان بود که همچنان در حال انجام است. در این طرح مربیان آموزش دیده به سراغ مدارس و خانههای روستایی و عشایر میروند و برای تمام گروههای سنی به ویژه کودکان آموزشهای لازم را ارائه میدهند. آشنایی با شکل ظاهری مینها و نحوه عمل کردن آن، مواجهه با مهمات عمل نکرده و خطراتی که ممکن است کودکان را در زمینهای بازی تهدید کند از جمله این آموزشها است. همچنین مردم روستاهای مرزی یاد میگیرند در صورت انفجار این مینها باید چه اقدامات اولیهای برای خود و دیگران انجام دهند تا رسیدن نیروهای امدادی زنده بمانند و خطر را از خود دور کنند. خوزستان تا کنون در کلاسهای آموزشی مواجهه با مین 50 روستا و منطقه عشایری از این آموزشها بهرهمند شده است.