دوشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٦
اقدامات ايمني قبل از وقوع كولاك و يخبندان - با عايق‌بندي ديوارها، درزگيري‌‌شكاف در و پنجره‌ها، پوشاندن پنجره‌ها با پلاستيك مخصوص و نصب پنجره‌هاي مناسب كولاك، آماده مواجهه با زمستان شويد. - امکانات محل سکونت خود را براي فصل‌ زمستان آماده و مجهز نماييد تا در صورت مواجهه با سرما و ديگر حوادث ثانويه كولاك، آمادگي مقابله داشته باشيد. - استحكام‌بام خانه در برابر وزن‌سنگين برف يا بارش مداوم باران، و كاركرد صحيح خروج آب از ناودان‌ها را بررسي و معايب آنها را رفع‌نماييد. - هنگام سفر در زمستان و احتمال قرار‌گرفتن در شرايط‌جوي نامناسب به جاي پوشيدن لباس سنگين، چند دست لباس مناسب، راحت، سبك و گرم بپوشيد. - وسيله‌نقليه را براي قرار‌گرفتن در شرايط نامساعد جوي، به خوبي بررسي‌نماييد.(روغن‌گيري، فيلتر هوا و سوخت، بخاري، لوله‌هاي‌اگزوز، ترمزها، دنده‌ها، و...) - هنگام سفر در زمستان، به دليل بارش و يخ‌زدگي و لغزندگي جاده‌‌ها لوازم و ابزار اضطراري مانند؛ زنجير‌چرخ به همراه داشته‌باشيد و حتماً در شرايط نامساعد‌جوي از آن استفاده كنيد. - تجهيزات كمكي مثل؛ نمك، زنجير‌چرخ و پارو يا بيلچه (براي آب‌كردن‌يخ‌ جاده، سهولت‌در‌ رفت و آمد و كنار‌زدن ‌برف) را به تجهيزات زمان‌اضطراري وسيله نقليه خود اضافه كنيد. - سوخت مورد‌نياز‌ خودرو براي سفر را به اندازه‌ كافي تأمين نماييد، قطع‌سوخت در شرايط ‌اضطراري و عدم ‌دسترسي ‌آسان به سوخت‌ مناسب، باعث مشكلاتي براي شما خواهد شد. - براي جلوگيري از يخ ‌زدگي لوله‌هاي‌آب، يك‌ماده‌عايق يا چند لايه روزنامه را به دور لوله‌ها بپيچيد. اقدامات ايمني حين ‌و پس از وقوع‌ كولاك و يخبندان - وقتي از چراغ‌نفتي استفاده‌ مي كنيد، هواكش را روشن بگذاريد تا گاز‌سمي در اتاق نماند. - براي حفظ ‌ايمني، در بيرون از محيط اتاق در چراغ نفتي، نفت بريزيد و چراغ را حتماً با فاصله مناسب از اجسام قابل اشتعال قرار‌دهيد. - وقتي برف‌ها را پارو مي‌نماييد، زياد تقلا نكنيد، چون اين كار باعث فشار به قلب و حمله‌قلبي مي‌‌‌شود، اگر پارو كردن برف‌ها ضرورت‌دارد، قبل از شروع براي آمادگي لازم بدن حتماً حركات ‌‌‌‌نرمشي انجام‌دهيد. - براي حفظ سلامتي خود به طور منظم غذاهاي مقوي بخوريد و مايعات‌بدون‌كافئين گرم زياد بنوشيد. - در بيرون از منزل، براي حفظ سلامت و جلوگيري از ورود هواي سرد به ريه‌ها، دهانتان را بپوشانيد. - اگر لباس‌هايتان خيس‌شد، براي حفظ سلامت خود آنها را عوض نماييد. - كرخت‌شدن و رنگ‌‌پريدگي در قسمت انتهايي انگشت‌ها، شصت‌پا، نرمه‌گوش و نوك‌بيني و علايم افت‌شديد‌ دماي بدن و لرزش غير‌قابل ‌كنترل اعضاء، عدم ‌‌‌‌انسجام فكري و رفتاري، بريده‌‌ بريده‌حرف‌زدن، كسالت و خستگي از علايم سرمازدگي است. - مصدوم سرمازده را به مكان‌ گرم انتقال‌‌دهيد، لباس‌هاي خيس را از تنش بيرون‌آوريد، به او پتو بپوشانيد، اگر هوشيار ‌است نوشيدني‌هاي گرم و بدون‌كافئين به وي بخورانيد، فوراً به وي كمك‌هاي پزشكي ارائه دهيد. - در شرايط نامساعد جوي در صورت ضرورت به رانندگي، برنامه‌ي سفر را حتماً با ديگران در ميان بگذاريد، براي حفظ ايمني‌خود در جاده‌‌اصلي رانندگي كنيد و از مسيرميان‌برها استفاده نكنيد. - در صورت توقف ناگهاني در جاده و شرايط بحراني كولاك هوا با پلس راه و نداي امداد(112و 110)تماس‌بگيريد و شرايط و موقعيت دقيق خود را گزارش دهيد. - براي حفظ ‌ايمني در شرايط نامطلوب و بارش‌شديد از خودرو خارج‌نشويد و پياده در برف به راه نيفتيد. - هنگام بارش برف، تشخيص‌فاصله‌ها واقعي نيستند، و يك‌فاصله از ديد‌ ما نزديك، اما در عمل يك پياده‌روي طولاني در برف‌‌‌عميق است، با درايت و دقت بهترين كار را انجام دهيد. - اگر در راه‌ مانديد و ناچار به ماندن ‌در‌خودرو هستيد، براي اين كه گرم بمانيد بخاري و موتور خودرو را هر يك ساعت، حدود ده‌دقيقه روشن كنيد. - اگر شرايط‌جوي نامطلوب و ماندن در بين‌راه خطرساز است، خودرو خود را رها كرده و پياده به راه بيفتيد، البته به شرطي كه كولاك و بوران از شما عبور كرده باشد. آسيب هاي ناشي از سرما سرمازدگی - در دماهاي پايين، يخبندان، برف و کولاک، انتهای اندام‌های بدن مانند نوک انگشتان به دليل دمای پايين يخ‌می¬زند که در موارد شديد می‌تواند باعث از بين‌رفتن دائمی حس و در نهايت منجر به مرگ‌بافت و از بين‌رفتن آن اندام شود. علايم سرمازدگي - از مهم‌ترين علايم سرمازدگي؛ احساس‌ گزگز، سوزش يا درد، سردي‌پوست، رنگ‌پريدگي و بي‌حسي، پوست‌‌براق و تغيير رنگ دادن پوست به رنگ سفيد و سپس لکه‌لکه و در نهايت آبی و تيره شدن (به دليل نرسيدن خون) آن مي‌باشد. نکته مهم هنگام بهبودی در سرمازدگي پوست قرمز، گرم، دردناک و تاول‌دار می‌‌گردد و در صورت از بين رفتن بافت، پوست سياه می‌شود. اقدامات اوليه در سرمازدگي - ابتدا مصدوم را به يك مکان گرم منتقل کنيد، دستکش، حلقه و زيورآلات و لباس‌های تنگ مصدوم را به سرعت بيرون آوريد. - عضو سرمازده را زير بغل خود مصدوم قرار دهيد يا بين دست‌های خود بگيريد تا گرم شود. - به هيچ وجه عضو سرمازده را مالش ندهيد (خطر آسيب بيشتر به عضو) - براي بهبودي‌سريع، عضو را به سرعت گرم نکنيد و آن را روی منبع حرارتی قرار ندهيد. - آب گرم با دمای 40 درجه سانتيگراد فراهم نموده، اندام را در آن بگذاريد سپس آن را خشک کرده، بانداژ کنيد.(لاي انگشت‌ها گاز استريل بگذاريد) - اندام آسيب ديده را بالا نگه‌‌داريد تا تورم آن کم‌شود، برای کاهش‌درد به مصدوم‌هوشيار مسکن بدهيد. - مصدوم را به سرعت به مركز درماني انتقال دهيد. هايپوترمی هايپوترمي کاهش دماي بدن به زير 35 درجه سانتيگراد است، از عمده دلائل بروز هايپوترمي شنا‌کردن در آب‌های سرد، قرار‌گرفتن به مدت طولاني در هواي‌سرد يا ماندن در خانه¬ای با دمای‌پايين در سالخوردگان و نوزاداني كه در هواي سرد پوشش‌کافي و مناسب نداشته‌اند، در معرض اين عارضه قرار‌دارند. - در مصدوم‌ سرمازده علائم؛ لرز، سردي، رنگ‌پريدگي و خشکي پوست، خواب‌آلودگی، اختلال در هوشياري، بي‌تفاوتي و رفتارهای غير منطقي ديده مي‌شود. - تنفس مصدوم‌سرمازده کُند و سطحي، نبض کُند و ضعيف، و در نهايت احتمال ايست‌قلبی مصدوم وجود دارد. اقدامات ضروري براي مصدوم‌دچار‌سرمازدگي - به سرعت لباس‌های خيس را از تن مصدوم بيرون آوريد، لباس گرم و خشک به وی بپوشانيد. - اگر فرد جوان است با آب 40 درجه سانتيگراد دوش بگيرد، اما در افراد مسن توصيه نمي‌شود چون گرمای ناگهانی، جريان خون پوست را زياد کرده ولي خون‌رساني به مغز و قلب فرد كُند مي‌گردد. - مصدوم را در رختخواب يا جاي گرم بخوابانيد و به او مايعات‌گرم، سوپ يا غذاهای‌پرانرژی مانند شکلات بدهيد تا گرم شود. - مصدوم را در تماس مستقيم با منبع‌گرمايي قرار ندهيد چون اين حرارت می¬تواند باعث سوختگی‌‌اندام وي شود. - اگر در کوهستان هستيد، مصدوم را درون کيسه‌خواب قرار‌دهيد يا در صورت امکان بدن مصدوم را با بدن خود گرم‌کنيد، او را کاملاً بپوشانيد و به داخل پناهگاه انتقال دهيد. - فرد را به آرامی جا به‌جا کنيد، چون ممکن است در موارد شديد، انجام يك حرکت موجب ايست قلبی وي شود.
اخبار > بچه‌های هلال‌احمر با جان و دل کار می‌کنند
 


  چاپ        ارسال به دوست

گفت‌وگو با نجاتگر اهل تنکابن؛

بچه‌های هلال‌احمر با جان و دل کار می‌کنند

امین جلالوند/ بخش زیادی از زندگی‌اش را وقف امدادرسانی داوطلبانه به مردم کرده، اما به‌قول خودش، هرگز از حضور در هلال‌احمر و کمک به افراد نیازمند، خسته نشده است. کار اصلی محسن فغانی، تاسیسات ساختمان است. این جوان اهل تنکابن، نجاتگر یکم هلال‌احمر است و حدود هفت سالی می‌شود که خدمت داوطلبانه به مردم را در فهرست برنامه‌های هفتگی‌اش گنجانده است.

او در پایگاه امداد جاده‌ای بین‌شهری در منطقه نشتارود استان مازندران، همچنین پایگاه امداد کوهستان دوهزار که هم عملیات کوهستان و هم عملیات جاده‌ای زیادی در آن اتفاق می‌افتد، سال‌ها خدمت کرده است، اما به‌قول خودش حالا یک‌سالی می‌شود که فقط در پایگاه کوهستان دو هزار استان مازندران فعالیت دارد. گفت‌وگوی خودمانی پیام‌هلال با این نجاتگر 28 ساله را از نظر می‌گذرانید.

 

چطور شد که دل به هلال‌احمر بستی و وارد فعالیت‌های امدادونجات شدی؟

از سال 85 کوهنوردی را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کردم. سنگنوردی می‌کردم و علاقه زیادی به کار با طناب داشتم و عاشق هیجان بودم. در آن زمان، سرپرست گروه کوهنوردی‌مان، آقای یوسف اسماعیلی بود که با تیم امدادونجات هلال‌احمر همکاری داشت و در ماموریت‌های کوهستان شرکت می‌کرد. از طریق ایشان با جمعیت هلال‌احمر آشنا شدم و به من پیشنهاد دادند که به هلال‌احمر بپیوندم. علاقه خودم به حضور در کوهستان و کمک به مردم، همچنین تشویق‌های سرپرست گروه باعث شد که از زمستان 89 وارد هلال‌احمر شوم. در این سال، دوره‌های کمک‌های اولیه را گذراندم و سایر دوره‌های امدادی را نیز مرحله به مرحله گذراندم.

زمانی که وارد هلال‌احمر شدم، از همان ابتدا مستقیم وارد حوزه امدادونجات شدم، چون علاقه زیادی به‌کار در حوزه امداد کوهستان داشتم و البته هنوز هم کار امدادونجات در کوهستان را خیلی دوست دارم.

 

چه انگیزه‌ای تو را به سمت فعالیت داوطلبانه کشاند؟

از اینکه به دیگران کمک کنم، جان دیگران را نجات دهم و اگر کاری از دستم برمی‌آید، برای دیگران انجام بدهم، احساس بسیار خوبی به من دست می‌دهد که این احساس خوب را فقط امدادگران و نجاتگران می‌توانند به‌خوبی درک کنند. نجات جان انسان‌ها در سکوت کوهستان، لذتی معنوی دارد که با هیچ سرمایه مادی قابل قیاس نیست.

 

یادت می‌آید که اولین بار چطور وارد گود شدی و در یک عملیات واقعی، کاور امدادونجات را پوشیدی؟

سال 89 بعد از اینکه دوره‌های مختلف امدادی را گذراندم، در تابستان سال 90، سیل بزرگی در منطقه سه‌هزار تنکابن اتفاق افتاد. ما در منطقه‌مان دونوع سیل داریم. در منطقه ما، سیل هم در زمستان اتفاق می‌افتد و گاهی هم در تابستان. در زمستان‌ها گاهی بر اثر شدت بارش‌ها، سیل جاری می‌شود و گاهی نیز سیل در ماه‌های گرم سال رخ می‌دهد. سیل خشک در تابستان اتفاق می‌افتد. در منطقه سه‌هزار در حوالی علم‌کوه، یخچال‌های بزرگی داریم که گاهی در ماه‌های گرم سال، این یخچال‌ها می‌شکنند که آب زیادی سرازیر می‌شود و به رودخانه می‌ریزد و در نتیجه، سیل به راه می‌افتد.

در اولین روزی که در یک عملیات امدادونجات شرکت کردم، به همراه رئیس جمعیت شهرمان و سه تن از امدادگران به منطقه سه‌هزار رفتیم. سیل گسترده شد و مردمان زیادی در سیل گرفتار شدند. حدود 10 روز امدادرسانی طول کشید و در این مدت، بی‌وقفه به مردم خدمت می‌کردیم.

سیل، جاده را از بین برده بود و با خودرو نیسان، توانستیم که آب، کنسرو، چادر، نان و سایر اقلام ضروری را به افرادی برسانیم که یا راه‌های ارتباطی‌شان از بین رفته یا خانه‌هایشان نابود شده بود. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود در اولین عملیاتی که شرکت کردم، در جایی که جاده از بین رفته بود، با کمک بیل مکانیکی از عرض رودخانه رد شدیم و برای افراد گرفتار در آن طرف رودخانه، مایحتاج زندگی بردیم. خاطره اولین روزهای امدادگری‌ام که مصادف با وقوع این سیل ویرانگر شد، هرگز از یادم نمی‌رود.

 

اگر بخواهی از تلخ‌ترین عملیاتی که در آن حضور داشته‌ای برایمان بگویی، کدام حادثه تلخ در ذهنت حک شده است؟

تلخ‌ترین لحظات امدادگران و نجاتگران مربوط به عملیات‌هایی است که در نهایت، فردی جانش را از دست می‌دهد و نمی‌توانیم کاری برایش انجام دهیم. اگرچه همیشه تلاش می‌کنیم افراد گرفتار شده در حوادث، سالم به خانه برگردند، ولی برخی اوقات این اتفاق نمی‌افتد. شاید تلخ‌ترین عملیاتی که در ذهنم مانده، مربوط به عملیات نجات یک پسربچه سه، چهارساله بود. این پسربچه با دوچرخه‌اش به رودخانه افتاده بود و حدود چهل دقیقه بعد، کودک در پایین‌دست رودخانه پیدا شد. بلافاصله عمل احیای قلبی و ریوی را برای کودک انجام دادیم و او را به بیمارستان منتقل کردیم و بیمارستان هم همه تلاشش را کرد، اما متاسفانه آن کودک از دنیا رفت. روز بسیار بدی بود و شبش هم بسیار تلخ گذشت، خواب به چشممان نمی‌رفت. گمان نمی‌کنم این عملیات تلخ تا پایان عمر از ذهنم پاک شود.

 

بهترین و شیرین‌ترین لحظات امدادگری‌ات، چه زمان‌هایی بوده است؟

در هلال‌احمر خاطرات خوب و شیرین زیادی دارم. وقتی عملیات‌ها موفق می‌شود و می‌توانیم جان انسانی را نجات دهیم، شیرین‌ترین لحظات امدادگری‌مان را تجربه می‌کنیم. همچنین وقتی در کنار دوستان امدادگرم هستم، برایم بهترین لحظات خاطره‌انگیز، رقم می‌خورد، زیرا می‌دانم در کنار کسانی هستم که دغدغه‌های مشترکی با من دارند و با مفاهیم بشردوستی آشنا هستند.

 

 

از سخت‌ترین عملیات امدادی که در آن شرکت داشته‌ای، برایمان بگو.

همه عملیات‌های امدادی سخت‌اند و هیچ‌کدام راحت نیستند. در این بین، ماموریت‌های کوهستان در زمره سخت‌ترین ماموریت‌هاست. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که در ماموریتی شرکت کردیم که شاید یکی از سخت‌ترین عملیات‌ها بود. ماجرا از این قرار بود که یک تیم هفت نفره از کوهنوردان تنکابنی برای فتح قله‌ای در منطقه دوهزار تنکابن، مسیر را اشتباه می‌روند و به صخره می‌رسند، طوری که نه می‌توانستند بالا و نه پایین بروند. وقتی برای نجات آنها اعزام شدیم، پس از مدت‌ها جست‌وجو به تاریکی شب خوردیم و به اجبار، شب را در کنار آتش ماندیم. صبح خیلی زود دوباره به طرف آنها حرکت کردیم و در نهایت، همه آنها را پیدا کردیم و با کمک طناب و سایر تجهیزات امدادی، نجاتشان دادیم. این فرآیند پیداکردن کوهنوردان گرفتار شده و عملیات نجات آنها، بسیار سخت بود. البته باز هم تاکید می‌کنم که کار امدادگری و نجات جان دیگران، واقعا سخت است و در واقع، عملیات راحت نداریم.

 

در ماه، چقدر از وقتت را به امدادگری داوطلبانه اختصاص می‌دهی. آیا این حضور داوطلبانه، تاثیری هم در زندگی شخصی‌ات گذاشته است؟

در کل 10 روز در ماه به‌صورت 24 ساعته در پایگاه هستم، اما اگر ماموریت فوری اتفاق بیفتد و نیاز به من باشد، حتما حضور پیدا می‌کنم.

آموزش‌های امدادی جمعیت، خیلی خوب بوده، به‌خصوص آموزش‌های کوهستان هلال‌احمر برای کوهنوردی بسیار به‌درد می‌خورد. جدای از اینکه با مهارت‌های عملی در حین بروز حادثه آشنا و مسلط شدم، بلکه توانستم مفاهیم بشردوستانه جمعیت را نیز در زندگی شخصیم پیاده کنم.

 

فرض کن من تازه می‌خواهم وارد فعالیت‌های امدادونجات هلال‌احمر شوم، چه توصیه‌ مهمی برای من داری؟

کار در هلال‌احمر عشق و علاقه می‌خواهد و اگر این عشق نباشد، هیچ فردی نمی‌تواند در جمعیت  بماند، این عشق و علاقه است که به امدادگران و نجاتگران امید و انگیزه می‌دهد تا در هلال‌احمر ماندگار شوند. همه بچه‌های هلال‌احمر با جان و دلشان کار می‌کنند. اگر عشق و علاقه نباشد، هیچ امدادگری در جمعیت نمی‌ماند، بنابراین اگر فردی می‌خواهد وارد فعالیت‌های امدادونجات شود، باید بداند بدون علاقه نمی‌تواند کار کند و بدون شوق کمک به همنوع، نمی‌تواند به مردم خدمت‌رسانی داشته باشد. 

 

 


٠٩:٣٤ - چهارشنبه ٢٢ شهريور ١٣٩٦    /    عدد : ١٠١٥٩٤    /    تعداد نمایش : ٦٣٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج